|
آموزش قواعد و ترجمه و مکالمه عربی یادگیری قواعد و لغات زبان عربی جهت بهره گیری از آموزه های قرآن و سنت نبوی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- ايُ منتخب = كدام گزينه 2- ايُ مختار = كدام گزينه 3- جاء = أمده است ۴- كان = بوده 5- مناسبٌ = مناسب است 6- تُناسبُ = مناسب است 7- يكون = مي باشد 8- يَتَضمن = شامل مي شود- دربردار 9- ماجاء = نيامده است 10- ماكان= نبوده 11- لايناسب= مناسب نيست 12- لايكون = نيست‘ نمى باشد 13- ليس= نيست 14- لااعلال فيه = هيچ اعلالى ندارد 15- دون اعلال = بدون اعلال 16- لم يستعمل = به كارنرفته است 17- لايتضمن = شامل نمى شود‘دربرندارد 18- لم يحذف = حذف نشده است ۱۹-عیِّن = مشخص کن 20- عن = درباره 21- ماهو= چيست؟(كدام) 22- ماهي =چيست(كدام) 23- جمع التكسير=جمع مكسر 24- فعل ماضِ= فعل ماضى 25- متعدِ= فعل متعدى 26- الاعراب= تركيب(نقش كلمات) 27- الاعراب = رفع- نصب- جر-جزم 28- صياغة= ساختن 29- تشكيل = حركت گذارى 30- شكل= حركت گذارى 31- الترجمة الدقيقة= ترجمه به فارسى 32- التعريب الدقيق= فارسى به عربي 33- مالا ينصرف=غيرمنصرف 34- الممنوع من الصرف=غيرمنصرف 35- تنوين ناپذير= غيرمنصرف 36- لاالنافية للجنس = لانفي جنس 37- لفعل واحد= براى يك فعل 38- له مفعولان= دومفعولى 39- نعت= صفت 40- مضارعان مجزومان= دوفعل مضارع مجزوم 41- منعوت= موصوف 42- مزيدبحرفٍ واحد= ثلاثى مزيد يك حرفى 43- مزيدبحرفين= ثلاثي مزيددوحرفى 44- مزيد بثلاثة حروفٍ= ثلاثى مزيدسه حرفى 45- كم نوعاَ= چندنوع 46- كَمْ= چندتا‘چقدر. 47- المبني للمجهول= فعل مجهول‘ جمله مجهول(ربطى به مبني ومعرب ندارد) 48- المبني للمعلوم= فعل معلوم‘ جمله معلوم ( ربطى به مبني ومعرب ندارد) 49- صياغة جملة مفيدة= ترتيب صحيح جمله( جمله فعليه واسميه وشرطيه وتعجبيه وندا) 50- ماهوالصحيح في تشكيل العبارة = كدام گزينه از نظرحركت گذارى صحيح است 51- كم اسم فاعل في هذه العبارة= چنداسم فاعل دراين جمله وجوددارد 52- كم فاعلا في هذه العبارة= چندفاعل دراين جمله وجوددارد ٭به تعداد فعلهاى معلوم فاعل داريم. 53- ميزالخطافي استعمال لام الامر= دركاربردلام امركدام گزينه غلط است ٭كاربرد لـِ امر باصيغه هاى مخاطب غلط است. 54- في اي عبارة جاء كلمة" " مفعول فيه= دركدام گزينه كلمه" " مفعول فيه است ٭اگربرظرف زمان يامكان دلالت كند مفعول فيه است. 55- اسلوب هاي جمله: الف- اسلوب تمييز= اسم جامد نكره منصوب ×في اي عبارة جاء كلمة" " تمييزاَ= دركدام گزينه كلمه" " تمييزاست ٭اگرجامدونكره ومنصوب باشدورفع ابهام كند تمييزاست. ب- اسلوب حال= اسم مشتق نكره منصوب- جمله حاليه ج- اسلوب شرط= ادات شرط+فعل شرط+ جواب شرط د- اسلوب ندا= حرف ندا+ منادى ه- اسلوب استثناء= ادات استثناء+ مستثنى 56- درك مطلب: الف- ميزالجواب الصحيح لهذاالسؤال = كدام گزينه درجواب اين سؤال صحيح است ب- ميزالجواب الخطااهذاالسؤال= كدام گزينه درجواب اين سؤال نادرست است ٭جوابها براساس كلمه سؤالى بصورت زيراست: هل ‘ا(ايا):گزينه براساس مثبت يا منفي بودن بانعم يالا شروع مي شود. لِمَ لِِم (چرا- براى چه): گزينه بالـِ يا لِانّ شروع مي شود.يا گزينه داراى مفعول له. لماذا:مانندلِمَ. اين(كجا):گزينه درست داراى قيدمكان است. متى(چه وقت): گزينه درست داراى قيد زمان است. مَنْ( چه كسى؟) ما(چه چيزى) كيف(چطور- چگونه؟):گزينه داراى قيدحالت( حال مفرد) ياجمله حاليه درست است
ج- ماهوالاستفهام المناسب لهذه العبارة= سؤال مناسب براي اين عبارت كدام است ٭جواب درست؛ براساس موارد موجود درقسمت الف وب شماره 56 است. 57- ماهواصل التمييز= اصل تمييزچه بوده است. 58- كم نايب الفاعل في هذه الجملة= چند نايب فاعل دراين جمله وجوددارد؟ - به تعدادفعلهاي مجهول نايب فاعل داريم. 59- عين مافيه تاكيد على وقوع الفعل= دركدام جمله مفعول مطلق تاكيدى است. 60- عين المستثنى منه محذوفا = دركدام جمله مستثنى منه حذف شده است. 61- عين الاصح والادق= صحيحترين ودقيق ترين جواب كدام است. 62- عين العبارة التي ليس فيهاابهام= كدام جمله ابهام ندارد. ٭جواب درست گزينه اي است كه نيازبه تميييزندارد. 63- عين الصحيح للفراغ لرفع الابهام = كدام گزينه براي رفع ابهام مناسب است. ٭ جواب درست گزينه اي است كه جامدنكره ومنصوب باشد. 64 - عين الاصح والادق في الجواب للترجمة اوالتعريب اوالمفهوم= صحيح ترين و دقيق ترين جواب درزمينه ترجمه به فارسي يا ترجمه به عربي يا مفهوم كدام است. 65- اقرا النص التالي ثم اجب عن الاسيله بمايناسب النص= متن رابه دقت بخوان سپس مناسب بامتن به سؤالات جواب بده(درک مطلب). 66- عين < ما> الجازمة= دركدام جمله ماشرطيه هست. 67- عين مايحتاج الى التمييز= كدام جمله به تمييزنيازدارد. 68- عين الصحيح ( في العلامات الفرعية للاعراب)= دركدام جمله اعراب فرعي بصورت صحيح بكاررفته است. 69- الف - عين العبارة التي تعين مكان وقوع الفعل= كدام جمله داراى ظرف مكان است. ب- عین العبارة التی تُعین زمان وقوع الفعل= " " " " زمان " . 70- عين الخطا وفق اسلوب النداء = براساس انواع منادى جمله نادرست كدام است. 71- عين الصحيح في تعيين نوع الخبر= كدام جواب از جهت نوع خبردرست است. 72- عين ماليس فيه الجملة الوصفية= دركدام گزينه جمله وصفيه نيست. 73- عين الخطا في تبديل الحال المفردة الى الجملة= درتبديل حال مفرد به جمله حاليه كدام گزينه نادرست است. 74- عين الاستثناء غيرالمفرغ = كدام جمله داراي مستثنى مفرغ نيست. 75- عين الصحيح في الصفة والاضافة = باتوجه به صفت ومضاف كدام جمله درست است. 76- عین العبارة التی لیس فیهاالمضارع منصوبا= کدام جمله فعل مضارع منصوب ندارد. ويژه انسانى: 1- عين < حّتى > الناصبة= دركدام گزينه < حتى > حرف نصب است. 2- عين الجملة التي تُخبرعن موضوع تحقق كاملا = دركدام جمله فعل بطوركامل تحقق يافته است. 3- عين < كُل> المؤكدة= دركدام جمله كلمه < كل> مؤكد( تاكيد معنوي ) است= میّزکُلّ للتاکید. 4- عين ماليس فيه من التوابع= دركدام جمله توابع نيست. 5- عين الصحيح في نوع التشبيه = باتوجه به انواع تشبيه كدام گزينه درست است. 6- عين مافيه المحسنات المعنوية( في البديع)= دركدام جمله محسنات معنوی هست. 7- عين الحال يبين حالة الفاعل = درکدام گزینه صاحب حال فاعل است=عین مایبین هیئة الفاعل. 8- عین العبارة التی فیها الحصر = درکدام گزینه حصروجوددارد. 9- عین التشبیه غیر البلیغ= درکدام گزینه شبیه بلیغ نیست. 10- عین مالیس فیه الطباق = درکدام گزینه طباق وجودندارد. 11- عین غیر المناسب للفراغ لایجاد اسلوب التعجب= برای ایجاداسلوب تعجب کدام گزینه نادرست است. 12- عین مافیه التوکید المعنوی= درکدام گزینه تاکیدمعنوی وجوددارد. 13- عین تمییزا اصله مفعول به= درکدام گزینه تمییز دراصل مفعول به بوده است. 14- ابدل الحال من الجملة الاسمیة الی الفعلیة= حال جمله اسمیه رابه فعلیه تبدیل کن. 15- عین الجملة التی لیس فیهامن المسائل البلاغیة التی درستها= موضوعات بلاغی که خواندی درکدام گزینه نیست. 16- عین الصحیح فی البناء للمجهول= مجهول کدام جمله درست است.موضوعات مرتبط: تست و کنکور عربی [ چهارشنبه 19 بهمن1390 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
[ سه شنبه 18 بهمن1390 ] [ 11:57 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
دانستیم : در زبان عربی سه نوع کلمه داریم .
الف ) اسم : براي معرفي اشياء و اشخاص به کار مي رود .وزمان در آ ن وجود ندارد. مانند : علي، شجرة ب ) فعل : داراي زمان و مفهوم انجام کار يا داشتن حالت است . مانند : ذَهَبَ رفت، يَکَْتَُبُ مي نوشت ج ) حرف : داراي معناي مستقلي نيست حرفها غالباً همراه اسم يا فعل بکار مي روند . مانند: في الصَفِ، عَلي المِنضَدَة علامت مخصوص اسم : الف ) ال مانند : خَلَقَ اللّهُ السّماواتِ و الارْضَ بالْحَقّ ب ) تنوين مانند : هذا کِتابٌ مُصَدِقٌ ج ) مکسور بودن اسم ( بوسیله حرف جر) مانند: في الصَفِ، عَلي المِنضَدَة يا مضاف اليه واقع شدن مانند كتابٌ حميدٍٍ انواع اسم از نظر جنس ( مذکر و مونث ) الف ) مذکر : 1) حقیقی : الرجل _ الدّیک 2) مجازی : الکتاب _ البیت ب ) مونث : 1) حقیقی : المراءه _ الدجاجه 2) مجازی : السعاده _ المدرسه اسم مؤنث درای علایم خاصی است که عبارتند از: 1) تاء ممدوده : ( تاء گرد) (ه) :المدرسه 2) الف ممدوده (اء): الصحرا – العلیا (الف ممدوده حتما باید ازحروف اصلی باشد) 3) الف مقصوره(الف تنها): الدنیا ، هدي مؤنث لفظی: برای نامیدن مذکر به کار میرود، ولی علامت تأنیث دارد: زکریا- معاویه _ حمزه مؤنث معنوی: علامت علامت تأنیث ندارد، ولی از طریق اسم، صفت، ضمیر، اسم اشاره و... مورد شناسایی قرار میگیرد و سماعی هستند . الشمس- النار- الحرب- الدار- النفس- الارض- الریح نکته: اعضای زوج بدن(به جز المرفق(آرنج)،الحاجب(ابرو)،الخد(گونه)و...مذکر هستند)مؤنث هستند. نکته: اسم شهرها و کشور ها مؤنث هستند. نکته: برای تشخیص جنس اسم ها باید به مفرد آنها رجوع کنید . انواع اسم از نظر عدد ( مفر ، مثنی ، جمع ) الف) مفرد : اسمهايي که براي يک نفر يا يک چيز به کار مي رود. نشانه مثنی وجمع ندارد. مانند : ايمان ، مؤمن ، شاکر ب ) مثني : اسمهايي که براي دو نفر يا دو چيز به کار مي رود، که براي مثني کردن از علامت «انِ» يا «يْنِ» استفاده مي کنيم. مانند :صدیق ____ صديقانِ ، مسلم _____ مُسْلِمَيْنِ ، مومنه ____ مومنتانِ و مومنتیْنِ كلماتي مانند احسان ، هجران ، خُسران ،عَطشان ، عُدوان مفرد هستند نه مثني ج) جمع : اسمهايي که براي چند نفر يا چند چيز به کار مي رود، که براي جمع کردن از علامت «ونَ» يا «ينَ» يا «ات» استفاده مي کنيم. مانند : المومن ____ المومنون و المؤمنينَ صالحه ____ صالحات
انواع اسمهای جمع در عربی: الف ) جمع مذکر سالم : اسمهايي که با علامت «ونَ» و «يِنَ» بسته مي شوند، فقط براي مذکر به کار مي روند. دراین نوع جمع که به سالم نامیده می شود ( مذکر و مونث ) در هنگام جمع بستن شکل ظاهری اسم مفرد سالم می ماند. مانند : کاتب _____ کاتبونَ و کاتبیِنَ
ب ) جمع مؤنث سالم : اسمهايي که با «ات» جمع بسته مي شوند، غالباً براي مؤنث (انسان و غيرانسان) به کار مي روند. مانند : شاکره ____ شاکرات قانعه_____ قانعات حيوان ____ حيوانات كلماتي مانند ابيات ، اصوات ، اموات ، اوقات جمع مونث سالم نيستند بلكه جمع مكسر هستند. ج ) جمع مکسر : با تغيير دادن حروف و حرکات اسم مفرد، جمع مکسر ايجاد مي شود (انسان و غير انسان). برای ساختن جمع مکسر شکل ظاهری اسم مفرد بهم ریخته ویا شکسته می شود بهمین خاطر جمع مکسر گفته می شود . جمع های مکسر وزن وقالب خاصی نارند واصطلاحا سماعی هستند . مانند: تلمیذ ____ تلاميذ علم _____ علوم مصباح _____ مصابیح عالم _____ علماء مکتب ____ مکاتب
اسمهاي اشاره : دانستیم : اسمهاﻯ اشاره ،اسمهـايـﻰ هستند كه براﻯ اشاره به فرد يا چيزي و يا براي اشاره به مكاني خاص بـكـار مـﻰ روند. مفردمذكر هذا : اين - مفرد مونث هذه : اينالف )اشاره به نزديك مثني مذكر هذانِ يا هذيْنِ : اين دو -مثني مونث هاتانِ يا هاتينِ : اين دوجمع مذكر و مونث هولاء : اينها
ب) اشاره به دور مفرد مذكر ذلك : آن - مفرد مونث تلكَ :آنجمع مذكرو مونث اولئك :آنهاج) اسم اشاره مكاني به نزديك هنا : اينجا - به دور هنالِك ـ هناك آنجاهذان و هاتان: اسم اشاره مثنی در حالت مرفوعي ـ هذيْنِ و هاتيْنِ اسم اشاره در حالتمنصوبي مجروري مي باشد كه در عربی سالهای آینده آورده شده است .يادآوري فعل دانستيم: روش ساختن فعل باتوجه به زمان فعل ۱- ماضی : به معنای گذشته بكار مي رود و از ریشه یا بن فعل که در عربی به آن مصدر گویند ساخته می شود. فعل ماضی دارای سه وزن مخصوص است . فَعَلَ فَعِلَ فَعُلَ ذَهَبَ عَمِلَ كَرُمَ نشانه فعل ماضی : حرف آخر آن در صیغه اول ماضی فتحه ( _َ ) می باشد. کَتَبَ ازکجا بدانیم فعل ماضی چه وزنی دارد ؟ وزن فعلهای ماضی (ثلاثی مجرد ) را باید از کتابهاي فرهنگ لغت عربی پیدا نمود و مصدرهاي آنها قالب خاصي ندارد اصطحاحاً «سماعي» است
انواع فعل های ماضی : الف) ماضی استمراری : بمعنای تكرار انجام كار در گذشته . روش ساخت : كان + فعل مضارع مانند : كانَ يَذْهَبُ. می رفت ب ) ماضي بعيد : بمعنای ( انجام كار در گذشته دور ) روش ساخت : كان + قد + فعل ماضي مانند : كان قَدْ ذَهَبَ. رفته بود ج) ماضي منفي : معناي فعل ماضي منفي مي شود . روش ساخت : ما + فعل ماضي مانند ما ذَهَبَ نرفت فعل هاي ماضی به چهارده صیغه صرف می شود یعنی به چهارده شکل در می آید براي بدست آوردن معنايي جديد، به هریک ازآنها يك صیغه می گویند. صرف چهارده صیغه فعل ماضی در صفحه بعد آمده ضمايري كه به آنها متصل شده همان نشانه مفرد ، مثنی ، جمع ، مذکر ، مونث و متکلم بودن فعل است ،که در مقطع راهنمایی با آن آشنا شده ودر درس شش کتاب عربی سال اول با کاربرد آنها بیشتر آشنا خواهید شد. نكته : فعل ماضي بعيد و استمراري و ماضي منفي نيز مانند ماضي معمولي صرف مي شود اگر كان مستقيماً قبل از فعل ماضي بيايد بايد از نظر مفرد، مثني ، جمع ، مذكر و مونث بودن مانند فعل ماضي باشد ، يعني مانند يكديگر صرف مي شوند . كنتم تعرفون : مي شناختيد كنتم قد ذَهبتم : رفته بودي ما ذَهَبْتُنَْ نرفتيد 2- فعل مضارع : بمعنای زمان حال بكار مي رود و از فعل ماضي با اضافه کردن حروف (ا،ت،ی،ن) حروف مضارعه به اول فعل ماضی ساخته می شود . فعل مضارع نیز دارای سه وزن مخصوص است که سماعی بوده و باید از کتاب فرهنگ لغت عربی آنرا یافت . عبارتند از: يَفْعِلْ يَفْعَلُ يَفْعُلُ يَضْرِبُ يَعْمَلُ يَقْتُلُ فعل مضارع نیز چهارده صیغه دارد که هرصیغه معنايی خاص و علامت خاصی براي مفرد، مثنی،جمع،مذکر ، مونث و متکلم بودن فعل دارد . نشانه فعل مضارع: حروف مضارعه در اول فعل و علامت ضمه _ُ در صیغه های،7،13،14 1،4 و (ن) بجای _ُ در صیغه های مثنی ،جمع مذکر و مفرد مونث مخاطب می آيد.
نكته : صيغة مفرد مونث غائب « صيغة شماره 4» و صيغه مفرد مذكر مخاطب « صيغه شماره 7» شبيه و هم شكل مي باشند ، و صيغة مثني غائب « صيغه شماره 5» و صيغه هاي مثني مذكر و مثني مونث مخاطب صيغه هاي شماره « 8 و11 » نيز شبيه هم هستند و از نظر ظاهري تفاوتي باهم ندارند ، روش تشخيص آنها توجه به اسمهاي بكار رفته باآنها در جمله و نشانه هاي موجود ديگر در جمله مي باشد . فعل مضارع از نظر حرکت حرف آخر به سه شکل بکار میرود مرفوع ، منصوب ، مجزوم که دو شکل آن در سال آینده می آید. فعلهاي مضارع مجزوم و منصوب نيز از نظر صرفي داراي 14 صيغه مانند مضارع معمولي ( مرفوع ) مي باشد . در فعل مستقبل یا آینده که از مضارع ساخته می شود (سَ ) یا (سوف ) به اول فعل مضارع اضافه وهیچ تغییری در ظاهر مضارع ایجاد نمی شود فقط معنای آن به آینده تبدیل می گردد. روش ساختن فعل امر : دو نوع فعل امر وجود دارد: 1- امر صیغه های غایب و متکلم ( سال آینده مفصل می آید ) 2- امر مخاطب ـ فعل امرمخاطب بمعنای خواهش ودرخواست کاری است و از مضارع مخاطب صيغه هفت به بعد با برداشتن حروف مضارعه (ا، ت،ي،ن ) از اول فعل مضارع و ساكن _ْ كردن حرف آخر آن ساخته ميشود . شکلهای مختلف ساختن فعل امر مخاطب ـ اگر حرف ما قبل آخر مضارع( _َ يا _ِ )مفتوح يا مكسور باشد همزه( اِ ) دار اول آن مي آيد . تَذهَبُ ____ اِذهَبْ تَجلِسُ ______ اِجلِسْ اگر حرف ما قبل آخرفعل مضارع مضموم (_ُ_ ) باشد مانند اُنْصُرْ همزه ( اُ ) دار اول مي آيد . تَکتُبُ ______ اُکتُبْ - در صيغه هاي مثني ، جمع مذكر، مفرد مونث مخاطب « ن» بجای ضمه برداشته مي شود در صيغه هاي( 6 و 12) چون « ن » نشانه جمع مونث است باقي مي ماند. روش ساختن فعل نهی : نهی: بمعنای درخواست یا خواهش انجام ندادن کاراست در فعل نهی لا به اول فعل مضارع اضافه می شود ودر صیغه های 1،4،7،13،14 حرف آخرمجزوم( ساکن) ودر صیغه های مثنی ، جمع مذکر ، مفرد مونث مخاطب ( ن ) های بجای ضمه برداشته می شود اما باید توجه ( ن ) های جمع مونث در صیغه ی 6و12 برای اینکه نشانه جمع مونث است باقی می مانند. نكته: فرق فعل نفی ( مضارع منفی ) و نهی : در این است که در نفی بر خلاف نهی با اضافه شدن ( لا )هیچ تغییری در شکل فعل مضارع ایجاد نمی شود فقط معنای آن منفی می گردد وحتي مانند فعل مضارع صرف ميشود. تذكر: قواعد مربوط به حرف در سالهاي بعد مي آيد.
جدول صرف فعل هاي ماضي ، مضارع ، امر ، نهي و ضماير متصل و منفصل مربوط به آن
موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی، عربی یک عمومی متوسطه [ جمعه 14 بهمن1390 ] [ 0:12 قبل از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
۱ ـ اگر بخواهیم فعل ماضی را در عربی منفی کنیم می توانیم با «ما» آنرا منفی کنیم ولی اگر دو فعل در کنار هم بخواهیم منفی کنیم می توانیم آنرا با «لا» منفی کنیم .
مانند : لاصامَ و لاصَلّی = روزه نگرفت و نماز نخواند فعل ماضی در مقام دعانیز با (لا) منفی می شود : لاعاش شخص لایرید هناء نا 2- عجیب در درس عربی پایه دوم راهنمایی مرفوع است زیرا خبر برای مبتدای محذوف بکار رفته است . 3- هر گاه فعل مضارع با «س-سوف » و «لن» ناصبه یا در جمله شرطیه به کارمی رود فقط بر زمان آینده دلالت دارد . در حدیث ثقلین : لن یفترقا = هرگز جدا نخواهد شد . 4- عفوا – شکرا و فجأة مفعول مطلق می باشد . 5- اسم اشاره به مکان در صورتی که مجرور به حرف جر نباشد ظرف می باشد . (مفعول فیه ) هناک – هنالک – هنا 6- کلمات « مثلث الفاء » اسمهایی هستند که فاء الفعل آنها هنگام تلفظ با سه حرکت کوتاه کاربرد قرائتی دارد. مانند : لَصّ – لِصّ – لُصّ ( آلوده و دزد ) سَمّ – سِمّ – سُمّ ( زهر و سم ) 7- شروع نمودن جمله با « مبتدای نکره » نیاز به مسوّغ ( مجوّز) دارد از جمله مسوّغها می توان به موارد ذیل توجه کرد . الف ) مبتدا نکره موصوفه باشد لَعَبدٌ مومنٌ خیرٌ من مشرک مبتدا صفت خبر ب) مبتدا حالت دعا یا نفرین داشته باشد . که آنرا نکره دعایی می گویند . سلامٌ علیکم ویلٌ للمطففین مبتدا مبتدا توجه : ویلٌ به خاطر اینکه نام یکی از چاههای جهنم است در این صورت آنرا اسم علم به شمار می آوریم . 8- هنگام قرائت متون اگر صدای کشیده به حروف ساکن برسد صدای کشیده به صدای کوتاه تبدیل می شود . مانند: اُترکی السجن ................ اُترک السجن 9- کلمه « آه» طبق صرف عربی « اسم فعل » بوده و به معنی « اَتَوَجّعُ : درد می کشم » به کار می رود . 10- واژه « نحو » در عربی اسم و از ظروف مکان می باشد در حالیکه « الی» از حروف جر محسوب می گردد . 11- در عربی کتاب دوم درس 6 فعل « حان » از فعلهای معتل اجوف است در اینجا لازم است به دانش آموزان گفته شود بعضی از فعلهایی که حروف دوم آنها « الف یا یاء » می باشد در صرف آنها لازم است 5 صیغه اول را با این حرف آنها را صرف کرده ولی در بقیه صیغه ها حرف الف یا یاء آن را حذف می کنیم . 12- کلمه « عن» به دو صورت به کار می رود : الف ) حرف جر ب) اسم که به معنی جانب و آن زمانی است که حرف جر بر سر آن بیاید. 13- ادغام نون دو کلمه « من – عن » در حرف میم دو کلمه « ما – من » ممًا = من + ما ممّن = من + من عمّن = عن + من موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی، آموزش قواعد برای همکاران دبیر، آموزش ترجمه و فنون آن [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:49 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
الاعداد اعداد صفر صفر واحد یک اثنان دو ثلاث سه اربع چهار خمسة پنج ستة شش سبعة هفت ثمانیة هشت تسعة نه عشر ده احد العشر یازده اثناعشر دوازده ثلاثة العشر سیزده اربعة العشر چهارده خمسة اعشر پانزده ستّة العشر شانزده سبعة العشر هفده ثمانیة العشر هجده تسعة العشر نوزده عشرون بیست واحدوعشرون بیست و یک ثلاثون سی اربعون چهل خمسون پنجاه ستّون شصت سبعون هفتاد ثمانون هشتاد تسعون نود مائة صد مائة واحد صد و یک مئتان دویست الف هزار عشرة الآف ده هزار مائة الف صد هزار ثلاثمائة الف و اربعمائة سیصد هزار و چهار صد ملیون میلیون
موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
تجزیه فعل 1. از لحاظ تعداد وحروف اصلی ---------------------ثلاثی ورباعی 2. به لحاظ نوع--------------------------------------ماضی ،مضارع ،امر 3. به لحاظ وجود وعدم حرف عله-------------------معتل وصحیح 4. به لحاظ نیاز وعدم نیاز به مفعول ----------------متعدی ولازم 5. به لحاظ نسبت دادن به فاعل یا مفعول -----------معلوم ومجهول 6. به لحاظ نفی واثبات-----------------------------منفی ومثبت 7. به لحاظ خبر از وقوع فعل یا انشاء آن-----------خبری وانشایی 8. به لحاظ ماده و وزن-----------------------------اصلی وملحق 9. به لحاظ تصرف وعدم تصرف-----------------متصرف وجامد 10. به لحاظ تغییر یا عدم تغییر آخر آن ------------معرب ومبنی موضوعات مرتبط: عربی سه تجربی و ریاضی، آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:39 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
برای فعل، بجز تقسیم فعل به ماضی و مضارع و امر، می توان هفت زمان دیگر بیان کرد که عبارتند از: الف - ماضی بعید: ( کان + اسم کان + قد + فعل ماضی ساده ) کان الطالبُ قد ذهب إلی بیته. / الطالب کان قد ذهب الی بیته. ( دانش آموز به خانه اش رفته بود. ) کان الطالبان قد ذهبا إلی بیتیهما. / الطالبان کانا قد ذهبا الی بیتیهما. ب - ماضی استمراری: ( کان + اسم کان + فعل مضارع ) کان الرجل یُسافر. / الرجل کان یسافر. ( مرد مسافرت می کرد. ) کان الرجلان یسافران. / الرجلان کانا یسافران. ( نکته: تقدیم و تأخیر بین کان و اسم کان در هر حال جایز است. ) ج - ماضی نقلی: ( قد + فعل ماضی ) قد سافر زیدٌ. ( زید مسافرت کرده است. ) ( نکته: فعلی با نام ماضی نقلی در زبان عربی وجود ندارد ولی حرف « قد » بر سر فعل ماضی به آن تحقّق می بخشد و وقوع آن را تأکید می کند. در حالیکه این حرف همراه فعل مضارع، شک و احتمال وقوع فعل را می رساند که در این صورت معنای این حرف در فارسی « شاید » است. ) د - ماضی ساده: سافر زیدٌ. ( زید مسافرت کرد. ) ه - حال محض: ( لام حالیه + فعل مضارع ) لَیَکتبُ زیدٌ. ( هم اکنون زید می نویسد. ) و - مضارع: یکتب زید. ( زید می نویسد. ) ز - آینده: ( س/ سوف + فعل مضارع ) سَیُسافرُ زیدٌ. / سوف یُسافرُ زیدٌ. ( زید مسافرت خواهد کرد. ) موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:38 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
اقسام حروف
حروف به دو دسته عامل و غيرعامل تقسيم ميشوند. ــ حروف عامل : جارّه – جازمه – ناصبه – مشبههبالفعل – لاي نفيجنس – شرط – شبيه به لَيسَ ــ جاره = باء و تاء و كاف و لام و واو و مُنذُ مُذ خَلا رُبَّ ، حاشا ، مِنْ ، عَدا ، في ، عَن ، عَلي ، حَتّي ، إلي ب،ت،و(براي قَسَم) ك(مانند) ل(براي) مُنذُ،مُذ،مِنْ وعَنْ(از) خَلا،عَدا و حاشا(به جز-مگر) في(در) إلي(به سوي) عَلي(بر) حَتّي(تا) رُبَّ(چه بسا) ــ جازمه = لَم(نه) لَمّا(هنوز نه) لام امر«لِ»(بايد) لاي نهي(نه) إنْ(اگر) مَنْ(هر كس) ما(هر چيزي) حرف لَمْ هيچگاه بر سر فعل ماضي وارد نميشود. اگر بعد از لَمّا فعل ماضي بيايد لَمّا نقش ظرف را دارد و مفعولفيه ميباشد. لَمّا ذَهَبَ : هنگاميكه رفت. ــ ناصبه = أن(كه-اينكه) لَنْ(هرگز) اِذَن(بنابراين-در اين صورت) كَي،لِكَي(براي اينكه) لِ(براي-تا) حَتّي و فاي سببيه فاي سببيه بعد از نفي يا طلب و يا بعد از لَيتَ و لَعَلّ ميآيد. «وَ يالَيتَني كُنتُ مَعَكُم فَأفوزَ مَعَكُم» أن+فعل مضارع=مصدر همان فعل : اُحبُّ أنْ أدرُسْ = اُحِبُّ الدّراسَه(مصدر مؤوّل) لِ و حَتّي+ فعل مضارع(أنْ ناصبه محذوف است)لِيَكتُبَ :در اصل : لِأن يَكتُبَ. حَتّي يَذهَبوا : در اصل : حَتّي أنْ يَذهَبوا. ــ مشبهه بالفعل = اِنَّ و اَنَّ (به درستي كه-همانا) كَاَنَّ(گويا) لَيْتَ(اي كاش) لكِنَّ(و ليكن) لَعَلَّ(شايد) همزه انَّ در«ابتداي جمله» و بعد از مشتقات «قال» هميشه مكسور ميباشد. اِنَّ اللهَ ..... * قالَ اِنّي.... لكنْ حرف عطف است و غيرعامل ولي لكنَّ حرف مشبهه بالفعل است و عامل. ــ لاي نفيجنس= بر سر مبتدا و خبر وارد شده و مبتدا را منصوب كرده و كاري با خبر ندارد. اسم لاي نفي جنس به هيچ وجه تنوين نميگيرد و حتماً مبني بر فتح است : لا تِلميذَ في الصّف اسم و خبر لاي نفي جنس حتماً نكره ميباشند و خبر لاي نفي جنس هيچگاه بر اسم لاي نفي جنس مقدّم نميشود. بين اسم و خبر لاي نفيجنس نبايد كلمهاي فاصله بيندازد. ـ ادوات شرط= لَو«حرف است و غيرعامل»(اگر) اِنْ«حرف است و عامل»(اگر) إذما(هرچند- هرگاه) مَنْ(هر كس) ما(هرچه) مَهما(هرگاه) أيّ(هر كدام) كَيفَما(هرگونه) مَتي(هر وقت) أينَما(هر جا) أيّان(هر وقت – هر جا) أنّي(هر جا) هَيثُما(هر جا كه) (مَن ، ما و أيّ) اگر در آغاز دو جمله قرار گيرند اسم شرط هستند : مَنْ يَجتَهِدْ يَنجَحْ ..(ادوات شرط دو فعل را جزم ميدهند) ولي اگر در وسط دو جمله قرار گيرنداسم موصول هستند : أكرِمْ إلي مَنْ أحسَنَ إليك اسمهاي شرط با اسمهاي استفهام تفاوت دارند.اسمهاي استفهام براي پرسش به كار ميروند و صدارتطلب هستند و در آغاز جمله قرار ميگيرند(مَنْ رَأيتَ:كه را ديدي؟)و گاهي حرف جر و مضاف بر آنها مقدّم ميشوند :(اِبنُ مَنْ أنتَ :پسر كيستي؟) اسامي استفهام : مَنْ(براي انسان) ما(براي اشياء غيرقابل لمس) أيّ(براي اشياء قابل لمس) أينَ(محل و مكان) مَتي(زمان) كَيفَ(چگونگي و حالت) كَمْ(مقدار و اندازهگيري) ماذا ، مَنذا ، مِمّن ، عَمّن ، لِمَ ، عَلامَ و فيمَ و...(حروف استفهام : أ و هَلْ هستند) تمامي اسامي استفهام صدارت طلب هستند:أينَ أنتَ؟مبني هستند به جز أيّ كه معرب هست.نقشپذيرند:(أينَ:خبرمقدّم و محلاً مرفوع) اگر بعد از كَيفَ اسم بيايد كَيفَ نقش خبرمقدّم را دارد و محلاً مرفوع : كَيفَ أنتَ ؟(أنتَ : مبتداي مؤخر و محلاً مرفوع) اگر بعد از كَيفَ فعل بيايد كَيفَ نقش حال را دارد و محلاً منصوب : كَيفَ أصْبِر في المَشاكِل ؟ اگر بعد از أينَ و مَتي اسم بيايد نقش خبرمقدّم را دارند و محلاً مرفوع : أينَ الجَوادُ ؟(الجَوادُ : مبتداي مؤخر و محلاً مرفوع) اگر بعد از أينَ و مَتي فعل بيايد نقش ظرف را دارند و محلاً منصوب : أينَ ذَهَبَ الجوادُ ؟(الجَوادُ : فاعل و مرفوع) ـ حروف شبيه به لَيسَ = ما ، لا ، اِنْ ، لاتَ (نيست)«خبر را منصوب ميكنند» اسم و ضمير لاتَ هميشه اسم نكره است و خبر آن اغلب محذوف است و يا از ادوات ظرف زمان است: حينَ – ساعه- وقتَ و ... امكان دارد كه اسم و خبر اين حروف هر دو نكره باشند : لا رَجُلٌ حاضِراً ـ حروف غيرعامل : تعريف(ال)– عطف(وَ ، ثُمَّ ، بَلْ ، حَتّي ، اَو ، لا ، فَ ، لكنْ) استفهام (ذكر كردم)– تنبيه(ها ، ألا ، أما) تصديق و ايجاب(نَعَم) تحقيق(قَد+فعل ماضي)تخصيص(هَلّا ، ألّا ، لَولا ، لَوما)– انكار(كَلّا)– تفضيل(اَمّا ، اِمّا)«خواه» استقبال(سَ،سَوفَ)– نفي– نون وقايه– تأكيد(نَّ،نْ)– ندا(يا)– واو حاليه– مايكافه– مفاجات(إذا،إذ)– ابتدا و تأكيد(لَ)– واوجمله وصفيه در تجزيه حروف بايد گفت:عامل يا غيرعامل- مبني بر...- غيرمتصرف- تعيين نوع حرف موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر، آموزش ترجمه و فنون آن [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:36 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: عربی یک عمومی متوسطه [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:32 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
باسمه تعالی
موضوعات مرتبط: عربی دو تجربی و ریاضی [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:29 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
مقدمه: تقسیم بندی اسم به منصرف وغیر منصرف یکی از مباحث کتب دبیرستان می باشد که دانش اموزان در سال دوم با آن آشنا می شوند. چون این بحث از مباحثی است که همه دانش اموزان مقطع متوسطه در همه رشته ها به آن نیاز دارند،مخصوصا در علم صرف(تجزیه)تحقيقي در این مورد صورت گرفته که امید است مورد استفاده همکاران محترم قرار گیرد.
تعریف اسم منصرف: اسمی است که تنوین وهمه علامتهای اعراب اصلی را می پذیرد وشبیه به فعل نمی باشد.(متمکن امکن) اسم غیر منصرف: اسمی است که تنوین[1] و کسره نمی پذیرد وشبیه به فعل میباشد [2](متمکن غیر امکن)
اسباب منع صرف : 9 سبب باعث غیر منصرف شدن اسم می شود: 1-علمیت 2- تانیث 3- جمع 4-ترکیب5- وصف 6- «ان» زائد 7- عدل 8- وزن فعل 9- عجمه. باید لااقل دو سبب از اسباب بالا در یک اسم موجود باشند تا غیر منصرف شود به استثنای 1- الف تانیث ( مقصوره یا ممدوده،علم یا غیر علم) 2- جمع منتهی الجموع؛ که هر کدام از اینها جانشین دو سبب می شوند .
شرایط: الف- عَلَم: اسم علم در شش موضع غیر منصرف میباشد: 1- هر گاه علم مختوم به «ان» زائد باشد: رمضان، رضوان، زیدان نکته:باید قبل از «ان» زائد سه حرف اصلی موجود باشد و الا منصرف می باشد. اسمهایی مانند ( عفّان- حسّان) را اگر از ریشه «عفن» و «حسن» بدانیم منصرف اند و اگر از ریشه «عفّ» و «حسّ» محسوب کنیم غیر منصرف میباشند. 2- اگر بر وزن فعل یا شبه فعل باشد : یزید، احمد[3] و تغلب. و منظور از شبه فعل اسمی است که وزن ان بیشتر در فعل کاربرد دارد: اِجبِع(روستایی در لبنان) ، اِ صبَع( اگر علم مذکر باشد) 3- هر گاه علم تر کیب مزجی باشد: بعلبک ، بیت لحم ، قاضیخان . نکته: در ترکیب مزجی اگر جزء دوم معرب نباشد منصرف می باشد مانند ترکیب عددی ( خمسه عشر) و اسمهایی که به «ویه» ختم می شوند : سیبویه ، دادویه، بابويه 4- هر گاه علم اعجمی ( غیر عربی) و زائد بر سه حرف باشد : ابراهیم[4]، یعقوب نکته: اگر علم اعجمی سه حرفی «ساکن الوسط» باشد منصرف است: نوْح، لوْط و اگر «متحرک الوسط» باشد غیر منصرف می باشد: شَتَر، لَمَک[5]. نکته دوم: نامهای انبیاء به دلیل 1- علم بودن 2- عجمی بودن، غیر منصرف میباشند به جز این شش اسم « محمد، شعیب، صالح، هود، نوح، لوط »» نامهای ملائکه نیز این چنین میباشد به جز « رضوان، مالک، نکیر، منکر).
5-هرگاه علم مونث باشد: لفظی: معاویه، طلحه یا معنوی:زینب، مریم. نکته اول: اگر علم با تاء مدوره «ة» مونث شده باشد چه برای مونث باشد:( فاطمه) یا مذکر:( طلحه) سه حرفی باشد (قله) ویا بیشتر............... در همه حال غیر منصرف اند.
نکته دوم: اسمهای علم مونث بیش از سه حرف بدون شرط غیر منصرف اند: زینب، سعاد اما اسمهای سه حرفی دو حالت دارند 1- اگر « متحرک الوسط» باشند غیر منصرف اند : سَحَر، سَقر[6] 2- اگر «ساکن الوسط» باشند الف: به شرط عجمی بودن غیر منصرف اند : جور ، زَید ب- واگر عربی باشند هردو حال جایز است: هِند. نکته سوم : اسمهای مختوم به الف تانیث بدون هیچ شرطی غیر منصرف می باشند چه مفرد باشد: سکری، حمراء ویا جمع: مرضاء، اصدقاء؛ علم باشد : سلمی، خنساء ویا صفت: حُبلی، عذراء. نکته چهارم: علم مذکری که به الف مقصوره ختم شود به دو دلیل غير منصرف ميباشد : 1- علمیت 2-شبیه بودن الف الحاق ان به الف مقصوره: عَلقی: ( نام گیاهی) ، أرطی: ( نام درختی).
نکته پنجم: اسمهای علم مونث بر وزن «فَعالِ» مانند : حذامِ، رقاشِ به دو صورت ترکیب می شوند :1- مبنی بر کسر (اهل حجاز) 2- غیر منصرف( بنی تمیم) .
نکته ششم: با اسمهای منقوصی که علم مونث باشند مانند « جوارٍ» رفتار می شود : جاء قاضٍ [7]. رایت قاضیاً . سلّمت علی قاضٍ
6-جمع عَلَم با عدل موجب غير منصرف بودن اسم مي شود : «عُمَر ، زُمَر» عدل عبارت است از از تغيير كلمه از وزن و صيغه اصلي خود و دو نوع مي باشد الف : تحقيقي : آن است كه كلمه از اصل خود عدول نموده مثل «احاد» كه معدول «اَحَد» مي باشد و «اُخَر» كه معدول «آخر» مي باشد . ب : تقديري : عدولش از اصل چيز ديگري بوده است و اينها مجموعاً پانزده كلمه مي باشند بر وزن «فُعَل[8]» توضيح آنكه علماي نحو در عدل تقديري غير از علم بودن دليل ديگري براي غير منصرف بودن اين اسم ها نيافته اند پس گفته اند معدول « منقول » از صيغه « فاعل » هستند مثل « غُدَر و فُسَق » كه معدول « غادر » و « فا سق » مي باشند . نكته اول : هر چه بر وزن « فُعال ، مَفعَل » از عدد باشد عدل قياسي «تحقيقي » محسوب مي شود كه عبارتند از « احاد و موحد و ثُناء مَثني ... عشار معشر » مثال : جاء القوم اُحاد مَوحَد يعني : جاء القوم واحداً واحداً . نكته دوم : حروف تأكيدي كه بر وزن « فُعَل » باشند نيز غير منصرف اند مثل « جُمَع » « جاء النساء جمعُ – رايت النساء جمعَ – مررت بالنساء جمعَ » . جُمَع معدول از « جمعاوات » مي باشد شرايط غير منصرف بودن صفت « وصف » 1- هر گاه بر وزن « فَعلان » باشد و مؤنث آن بر وزن « فَعلي »باشد « سَكران – سَكري » 2- هرگاه صفت بر وزن « أفعل »باشد : أحمر ، أعرج 3- در صوريتكه صفت معدول از لفظ ديگري باشد « ُاخَر » جمع اخري نكته اول : صفتي كه بر وزن « فَعلان » يا « أفعل » است تا زمانيكه وصفيت آن اصلي نباشد ، غير منصرف نخواهد بود مثلاً «صفوان »صفت مخصوص سنگ و نرم و تابان مي باشد پس منصرف است همچنين « اربع» كه براي عدد معين و «أرنب » كه براي حيوان معين وضع شده است مثال : « مررت بنسوه أربعِ » نكته دوم : اگر صفت بر وزن « فعلان » و « أفعل »با «ۀ»مدوره مونث شوند منصرف خواهند بود . مثلاً « سيفان » منصرف مي باشد چون مونث ان « سيفانۀ » بمعني « طويل » مي باشد . همچنين « أرمل » چون مونث آن « ارملۀ » مي باشد منصرف است . - شرايط غير منصرف بودن جمع 1- بر وزن « مفاعل »باشد مانند « مساجد ، أكارم ، فياصل » 2- بر وزن « مفاعيل » باشد مانند « مصابيح – قناديل و أنا شيد [9]» 3- نكته اول : جمع غير منصرف همان « جمع منتهي الجموع » است يعني جمعي كه بعد از الف مكسر دو حرف متحرك يا سه حرف كه وسطش « ياء » ساكن است باشد « فواصل ، أنامل ،رياحين ،أراجيز » نكته دوم : جمع مكسري كه «ۀ» مدوره داشته باشد منصرف محسوب مي شود « أساتذۀ و تلامذۀ » نكته سوم : جمع منتهي الجموع كه بر وزن مفاعيل باشد ولي حرف دوم بعد از الف متحرك باشد منصرف است « صياقلۀ ، عبادلۀ » نكته چهارم : با اسم هاي ناقصي كه جمع منتهي الجموع باشند مثل « جواري » «غوا شي »مانند « قاضي » رفتار مي شود : جاء جوارٍ رايت جواريَ سلمت علي جوارٍ
سؤال : اسم غير منصرف در چه صورت توسط كسره مجرور مي گردد جواب : هرگاه اضافه شود يا بعد از الف و لام قرار گيرد مثال : ( في أحسنِ تقويم ) ( انتم عاكفون في المساجدِ ) . نكته : منصرف فرض كردن اسم غير منصرف و آن را مانند اسم منصرف اعراب دادن زيادا ست و اين بخاطر تناسب با قبل يا بعد خود مي باشد : مثال : « سلاسلاً و أغلالاً و سعيراً » كه لفظ سلاسل با اينكه غير منصرف است تنوين پذيرفته است . عكس اين موضوع يعني اسم منصرف را غير منصرف فرض كردن فقظ هنگام ضرورت مي باشد « و ممن و لدوا عامرُ ذو الطول و ذوالعرض » كه بايد عامرٌ گفته مي شد . [1]. به استثناي تنوين مقابله ( كه بر اسم جمع مونث داخل مي شود) و تنوين عوض ( كه بر سر اسمهاي ناقص مي ايد) ؛ اين دو تنوين بر سر اسمها ي غير منصرف نيز داخل مي شوند: اذرعاتٍ ، جوارٍ [2] زيرا فعل نيز كسره وتنوين نمي پذيرد [3] اين همان احمد لاينصرف است كه علی بر سر آن جر ندهد [4] . نكتة نحوية: جاء سائل بيتا و سال صاحبته ان تعطيه ؛ فقالت : انصرف، فقال : اعطيني فقالت: انصرف فقال : اعطيني فقالت: انصرف فقال: اسمي ابراهيم لا ينصرف الا اذا حلّي او اُضيف. [5] نوه حضرت نوح (ع) و يا به قولي پدر ايشان. [6] از طبقات جهنم به معني سوختن شديد. [7] اگر اسم زني «قاضي» باشد. [8] . « بلع، ثعل ، جعي ، جثم ، دلف ، زحل ، زفر ، عصم ، فتم ، قزح ، مضر ، هبل ، هدل ، عمر ، جعل » [9] . كلمه« سراويل » را در صورتي كه مفرد فرض كنيم باز به خاطر شباهت با جمع غير منصرف مي باشد. موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
فهرست
1) درس اول تست درس اول
2)درس دوم تست درس دوم 3)درس سوم تست درس سوم 4)درس چهارم تست درس چهارم
5)درس پنجم تست درس پنجم
6)درس ششم تست درس ششم
7)درس هفتم تست درس هفتم
درس اول: اقسام فعل از نظر حروف اصلی: 1)فعل معتل 2)فعل صحیح فعل معتل: به فعل های که یکی از حروف اصلی آن حروف عله(و،ا،ی) باشد و به چهار دسته تسقیم می شود: 1) فعل معتل مثال : فعلی که اولین حرف اصلی آن حروف عله باشد.مانند(وعد) 2) فعل معتل اجوف: به فعلی که دومین حرف آن عله باشد. مانند (قَال، عاد) 3) فعل معتل ناقص :فعلی که سومین حرف آن حرف عله باشد. مانند(دعا، تلا) 4) فعل معتل لفیف: فعل های که دو حرف اصلی آن حرف عله باشد و اگر دو حرف عله کنار هم قرار بگیرد آن را لفیف مقرون و اگر دو حرف عله جدا از هم قرار بگیرد آن را لفیف مفروق می گویند . مانند(روی ، ولی) فعل صحیح : به فعل های گفته می شود که در ساختمان اصلی آن (حروف اصلی آن) حروف عله به کار نرفته باشد و به سه دسته تقسیم می شود . 1)فعل مهموز:فعلی که یکی از حروف اصلی آن همزه باشد که اگر اول باشد مهموز فاء و اگر دومین حرف باشد مهموز العین واگر سومین باشد مهموز اللام گفته می شود. (أمر،سأل،بدأ) 2) فعل مضاعف:فعلی که دو تا از حروف آن هم جنس باشد. مانند :(یَمُدَّ، زَلْزَلَ) 3)فعل سالم :فعلی که در آن حرف عله و همزه وحرف همجنس به کار نبرده باشد. مانند:(کَتَبَ،خَرَجَ) اعلال به تغییراتی که بر روی حروف عله روی می دهد گفته می شود و به سه دسته تقسیم می شود: 1)اعلال به اسکان:هر گاه حرکت حرف عله در فعل های معتل حذف ویا به حرف ما قبل داده شودو در موارد زیر روی می دهد: الف)هر گاه حرف عله در آخر فعل مضارع معتل ناقص قرار بگیرد ساکن می شود.مانند:(یَدْعُوُ=یَدْعُو) ب) هرگاه حرف قبل از حرف علّه ساکن باشد حرکت حرف علّه به حرف ساکن داده می شود و حرف عله ساکن می شود. مانند: (یَقْوُلُ=یَقُوْلُ ) 2)اعلال به قلب : هرگاه حرف عله به حرف دیگری تبدیل شود گفته می شود و در موارد زیر روی می دهد : الف)حرف عله متحرک ما قبل مفتوح به الف تبدیل می شود . مانند :(قَوَلَ=قالَ)،(بَیَعَ=باعَ) ب)هرگاه حرف قبل از حرف عله کسره داشته باشد حرف عله به یاْء تبدیل می شود. مانند:(مِوْزان=میزان،مِوْلاد=میلاد) 3)اعلال به حذف: هرگاه حرف عله در فعلهای معتل حذف گردد اعلال به حذف گفته می شود و در موارد زیر روی می دهد : الف) هرگاه حرف عله واو در مضارع معتل مثال معلوم ثلاثی مجّرد بعد از حروف مضارعه قرار بگیرد حذف می گردد. مانند : (یَوْلِدٌ=یَلِدُ،یَوْضَعُ=یَضَعُ) ب)هرگاه حرف بعد از حرف علّه ساکن شود حرف عله حذف می شود. مانند :(قالنَّ=قُلنَّ،هَدَیتُ=هَدَتْ) ج)هرگاه حرف بعد از عله یکی از حروف واو یا یاء باشد حرف عله حذف می گردد. مانند :(یَدْعوونَ=یَدْعُونََ،تَدْعوِینَ=تَدْعِینَ) د)هرگاه حرف عله در آخر فعل مضارع معتل ناقص قرار بگیرد هنگام مجزوم شدن فعل حرف عله حذف می گردد. مانند : مضارع أمر نهی تَدْعُو اُدْعُ لاتَدْعُ اعلال در معتل مثال 1) ماضی: در صیغه های فعل ماضی معتل مثال هیچ اعلالی روی نمی دهد. 2) مضارع: در صیغه های فعل مضارع معلوم ثلاثی مجرد معتل مثال واوی حرف عله واو حذف می گردد. جِدُ=یَجِدُ تَجِدُ تَجِدُ تَجِدینَ یَجِدانِ تَجِدانِ تَجِدانَ تَجِدانِ أجِدُ یَجِدُونَ یَجِدْنَّ تَجِدُونَ تَجِدْنَّ نَجِدُ 3)أمر:در صیغه های أمر معنل مثال واوی حرف عله حذف می گردد. مضارع أمر مضارع أمر تَجِدُ جِدْ تَجِدینَ جِدِئ تَجِدانِ جِدْا تَجِدانِ جِدا تَجِدُونَ جِدْوا تَجِدْنَ جِدْنَ اعلال در معتل اَجوف 1)ماضی: در صیغه های فعل ماضی معتل اجوف 5 صیغه اول اعلال به قلب دارد و 6صیغه آخر اعلال به حذف دارد. قالَ قالَتْ قُلْتَ قُلْتِ قالا قالَتا قُلْتُما قُلْتُما قُلْتُ قالُو قُلْنَ قُلْتُم قُلْتُنَّ قُلْنا تذکر:باید توجّه داشت در صیغه های فعل ماضی از صیغه ی 6 تاآخر بعد از حذف حرف عله اگر حرف عله واو باشد اول فعل ضمه و اگر حرف عله یا ء باشد حرف عله کسره می گیرد. نکته:در فعل های ماضی خاف (خَ وَ فَ)ونام (نَ وَ مَ) با آنکه حرف عله واو می باشد در صیغه های ماضی از صیغه 6تا آخر بعد از حذف حرف عله اول فعل کسره می گیرد. خافَ ،خافا،خافوُا،خافَتْ،خافَتِ،خِفْنَ... 2)مضارع:در صیغه های فعل مضارع اجوف دو صیغه مؤنث (6،7) اعلال به حذف دارد و بقیه صیغه ها در صورتی که بر وزن یَفْعُلُ ویَفْعِلُ باشد اعلال به اسکان و اگر بر وزن یَفْعَلُ اعلال به قلب روی می دهد. یَقُولُ تَقُولُ تَقُولَ تَقُولینَ ِ یَقُولان تَقُولان تَقوُلانَ یَقًولانَ اَقُولَ یَقُولوُنَ یَقُلْنَ یَقُولوُنَ یَقُلْنَ نَقُلْنا نکته:در فعل مضارع از خاف(خَوَفَ) ونام(نَوَمَ) ونال(نَیَلَ) چون مضارع آنها بر وزن یَفْعَلُ می باشد حرف عله به الف تبدیل می شود و اعلال به قلب دارد. 3)أمر:در صیغه های أمر معتل اجوف صیغه 1تا 6 حرف عله حذف می شود واعلال به حذف دارد و در بقیه صیغه ها مانند فعل مضارع می باشد. تَقُولُ=قُلْ تَقُولانِ= قوُلا تَقُولوُنَ= قوُلوا... تست درس اول 1)استیضاح از نظر ریشه چه نوع معتلی است؟ الف)اجوف ب)ناقص ج)مثال واوی د)مثال یایی 2)ما هو الخطاءعن فعل«صِلْ »؟ الف)مفرد مذکر غائب ب)اعلال به حذف ج)مثال د)فعل أمر 3)جمع مؤنث غائب فعل (سارَ)کدام است؟ الف)سارْنَ ب)ساروُا ج)سِرْنَ د)سِرْتُنَّ درس دوم اعلال در فعل های معتل ناقص 1)ماضی:در صیغه های ماضی معتل ناقص(فَـعَـلَ) اوّلین صیغه اعلال به قلب دارد وصیغه های 3،4،5 اعلال به حذف دارد و در بقیه صیغه ها اعلالی روی نمی دهد. دَعَا(اعلال به قلب) دَعَوَتْ=دَعَتْ(اعلال به حذف) دَعَووا=دَعَوْا(اعلال به حذف) دَعَوَتا= دَعَتا(اعلال به حذف) بقیه صیغه ها بدون اعلال می باشد. نکته:هرگاه فعل معتل ناقص بر وزن فَعِلَ باشد فقط در یک صیغه اعلال روی می دهد. یعنی فقط در صیغه ی سوم اعلال به حذف روی می دهد ودر بقیه صیغه ها اعلالی روی نمی دهد. (خَشیَ، رَضیَ) 2)مضارع:در صیغه های مضارع معتل ناقص صیغه های 3،9،10 اعلال به حذف روی می دهد وحرف عله حذف می گردد و در صیغه ها اگر فعل بر وزن یَفْعُلُ و یَفْعِلُ باشد اعلال به اسکان و اگر فعل بر وزن یَفْعَلُ باشد اعلال به قلب روی می دهدیعنی حرف عله به الف تبدیل می شود. این اعلال به قلب و اسکان فقط در صیغه هایی روی می دهد که ضمیر بارز ندارند و در صیغه های مثنی و جمع مؤنث اعلالی روی نمی دهد. تذکر:اگر فعل مضارع بر وزن یَفْعُلُ باشد جمع های مذکر و مؤنث بر یک وزن بکار برده می شود . یَفْعُلُ= جمع مذکرو مؤنث غائب=یَدعُونَ یَفْعُلُ=جمع مذکر ومؤنث مخاطب= تَدْعوُنَ و اگر فعل بر وزن یَفْعِلُ باشد صیغه ی مفرد مؤنث مخاطب و جمع مؤنث مخاطب مانند هم بکار برده می شوند. یَفْعِلُ= مفرد و جمع مؤنث مخاطب= تَهْدَینَ أمر:در صیغه های أمر معتل ناقص صیغه های 1،3، 4،اعلال به حذف دارند وبقیه صیغه ها بدون اعلال می باشند. تست درس دوم 4)کدام خطا است؟ الف)لمّا یقوم ب)لم یَقم ج)لمّا یقوما د)لم یقوموا 5)أعِظُ چه نوع فعلی است؟ الف)ناقص ب)مهموز ج) سالم د)مثال 6)مفرد مؤنث مخاطب یَنجو کدام است؟ الف)تنجوین ب)تنجینَ ج)ینجونَ د)ینجینَ درس سوم مفعول مطلق مصدری است منصوب از جنس فعل که برای بیان تأکید یا نوع وقوع فعل به کار برده می شود و به دو دسته تقسیم می شود: 1)مفعول مطلق تأکیدی مصدری است منصوب از جنس فعل که بدون صفت با مضاف الیه به کار برده می شود و معمولاً نکره می باشد و برای تأکید بر وقوع فعل به کار می رود. 1)سَلَّموا تَسلیماً 2)اُذکُرُ الله ذکراً مفعول مطلق مفعول مطلق تأکیدی تأکیدی نکته:باید توجه داشت مفعول مطلق تأکیدی درجمله برای ترجمه آن باید از کلمات تأکیدی فارسی (واقعاً، حتماً، بدون شک...) استفاده می کنیم . 1)حتماً درود بفرستید. 2)خداوند را حتماً یاد کنید. 2)مفعول مطلق نوعی (بیانی) مصدری است منصوب از جنس فعل که برای بیان چگونگی وقوع فعل به کار برده می شود و همواره با صفت یا مضاف الیه همراه است. مانند: 1)اُذْکُروالله ذکراً کثیراً (ذکراً=مفعول مطلق نوعی،کثیراً=صفت) تذکر:در ترجمه مفعول مطلق نوعی در صورتی که با صفت همراه باشد فقط صفت ترجمه می شود یعنی بصورت (خیلی،زیاد،فراوان و...)استفاده می کنیم ودر صورتی که با مضاف الیه همراه باشد از کلمات (مثل،مانندو...)استفاده می کنیم. 1)خدا را خیلی یاد کنید. نکته:گاهی مفعول مطلق بصورت مصدری منصوب بدون فعل بکار برده می شود ولی بصورت فعل ترجمه می شود. (شکراً،عفواً،طاعتهً،سمعاً،أیضاً،حتماً،حقاً،اَهلاً،سبحان الله،حمداً) نکته:گاهی مفعول مطلق نوعی از جمله حذف می شود و صفت به جای آن قرار می گیرد که آن صورت به صفت نائب مفعول مطلق گفته می شود و همیشه نکره و منصوب می باشند. اُذکروُا الله ذکراً کثیراً= اُذکرُوا الله کثیراً نائب مفعول مطلق نوعی و منصوب مفعول فیه(ظرف زمان و مکان) اسمی است جامد و منصوب که زمان یا وقوع فعل را در جمله مشخص می کند و معمولاً با معنی فئ(در) همراه است . ظرف زمان:عِنْدَ، قبلَ، بَعْدَ، الآنَ، اِذا، حِینَ، متی، مَهما، الیل، النهار،... ظرف مکان:خَلْفَ، أمامَ، فَرْقَ، بَیْنَ، وَسَط، جنب، هُنا، هُناکَ،داخل... مثال: وَجَدْتُ کتابی هُناکَ مفعول فیه ظرف مکان حروف عطف حروفی هستند که در جمله و یا دو اسم را به هم ربط (معطوف) می دهند. به کلمه قبل از حروف عله معطوف الیه می گویند و می تواند نقش های مختلف داشته باشد و به کلمه ی بعد از حرف عطف ،معطوف یا عطف به حروف گفته می شود که در اعراب از معطوف الیه پیروی می کند. حروف عطف عبارتند از:(وَ، فَ، ثُمَّ، أوُ، بَلْ ،لِکنْ، لا) جاءَ المعلمُ و التلمیذُ المعلمَ=فاعل و مرفوع وَ=حرف عطف التلمیذُ=معطوف و مرفوع تست درس سوم 7)ما هوَ صحیحُ؟ (عاشروُا ـــــــ الاخوانِ؟) الف)معاشرهَ ب)معاشرهً ج)المعاشرهَ د)المعاشرهِ 8)اجعل مفعول مطلق المناسب للفراغ؟ الموءمنونَ یٌقیمونَ الصلاهَ .. الف)اقامهَ ب)مقیماً ج)مُقیمونَ د)اقواماً درس چهارم حال کلمه ای است که حالت فاعل یا مفعول جمله را در هنگام وقوع فعل بیان می کند و به سه شکل به کار می رود: 1)حال مفرد 2)حال جمله اسمیه 3)حال جمله فعلیه حال مفرد:اسمی است منصوب ،نکره و مشتق که حالت فاعل را در هنگام وقوع فعل نشان می دهد و آن اسمی که حال آن را بیان می کند صاحب حال گفته می شود. نکته:حال مفرد نکره می باشد ولی صاحب حال همیشه یک اسم معرفه می باشد و حال مفرد در جنس و عدد از صاحب حال پیروی می کند. جاءَ التلامیذُ الی المدرسهِ مسرورینَ التلامیذ=صاحب حال فاعل و مرفوع مسرورینَ=حال مفرد و منصوب به یاءنیابی نکته: صاحب حال معمولاً در جمله فاعل و یا مفعول جمله می باشد و حال مفرد همیشه یک اسم فاعل ویا مفعول ویا صفت مشبه می باشد. حال جمله اسمیه جمله است که با واو حالیه شروع می شود و بعد از واو ضمیرمنفصلی مرفوعی قرار می گیرد که به صاحب حال بر می گردد یعنی در جنس و عدد از صاحب پیروی می کندو آن جمله حالت فاعل و مفعول جمله را در هنگام وقوع فعل مشخص می کند و چون جمله اعراب دارد محلاً منصوب می گردد. جاءَ المعلمُ الی الصفُّ و هو مسرورٌ(المعلم=صاحب حال فاعل و مرفوع،واو=واو حالیه ،هو مسرورینٌ=حال جمله اسمیه محلاً منصوب) حال جمله فعلیه جمله است که با فعل شروع می شود و آن فعل در جنس و عدد از صاحب حال پیروی می کند و حالت فاعل یا مفعول جمله را مشخص می کند و محلاً منصوب می باشد . 1)رایُت المعلمُ یقرأ الکتاب(المعلمُ=مفعول به ومنصوب، یقراُالکتاب=حال جمله فعلیه محلاً منصوب) نکته: هر گاه در یک جمله فعل مضارع بعد از فعل ماضی قرار بگیرد ،فعل مضارع بصورت ماضی استمراری ترجمه می شود . 1)معلم را دیدم در حالی که کتاب می خواند. نکته:واو حالیه با حال جمله اسمیه به کار می رود ولی فقط در یک حالت با حال جمله فعلیه به کار می رود یعنی هرگاه فعل در حال جمله فعلیه با قَدْ همراه است . أذهبُ الی المدرسهٌ و قَدْ کتبْتُ دروسی(جمله فعلیه محلاًمنصوب) به مدرسه می روم در حالی که درسهایم را نوشته ام. نکته:کلمه ی وَحْدَ همیشه با ضمیر و همواره حال مفرد است. رایُت المعلمُ فی المدرسهُ وحْدَهُ(حال مفرد) تست درس چهارم 9)میّز الصحیح للفراغ : (دَخَلَ أعداءُ فلسطین..) الف)غاصبون ب)غاصبان ج)الغاصبین د)غاصبینَ 2)ذوالحال در جمله (رَجعوا مِن السفر صباحاً یحزنون) چیست؟ الف)صباحاً ب)السفر ج)ضمیر مستتر هم د)ضمیر بارز واو تمییز به کلماتی گفته می شود که برای رفع ابهام در جمله به کار می روند به عبارتی دیگر اسمی است نکره و منصوب و جامد که برای رفع ابهام بکار می رود و به دو شکل بکار می روند: 1)تمییز مفرد 2)تمییز نسبه تمییز مفرد: اسمی است جامد،نکره ومنصوب که بعد از وزن ،متر ،پمانه،مسافت ،عدد ومقدارو اندازه قرار می گیرد. إستریتُ کیلوینَ تفاحاً تمییز مفرد و منصوب نکته:تمییز اعداد که بعد از عدد قرار می گیرد تمییز عددو مفرد گفته می شود.( تمییز اعداد اعراب مخصوص به خود دارد یعنی می توانند مشتق و مجرور باشد.) عدد 1 و 2 صفت می باشند تمییز ندارند . تمییز اعداد 3 تا 10=جمع و مجرور تمییز اعداد 11 تا 99= مفرد و مجرور تمییز اعداد 100 به بعد = مفرد و مجرور 2)تمییزنسبه: اسمی است جامد ،نکره،و منصوب که برای رفع ابهام از جمله بکار می رود. نکته:مصدرهای نکره و منصوب بعد از اسم تفضیل(أفْعَلُ و فُعْلی) تمییز نسبه می باشد. نکته:بعضی فعل ها در جمله به تمییز نیاز دارند: فَجَّرَ. نَظَّـمَ . زَادَ . اِزدادَ . مَلَأَ . إمْتِلاً . زادَ . طابَ . حَسُنَ .... مانند: فجَّرَاللهُ الاَرضُ عُیُوناً(تمییز نسبه و منصوب) نکته: کلمات خیر و شر اگر به معنی بهتر و بدتر باشداسم تفضیل است و نیاز به تمییز دارد واسم نکره ومنصوبی که بعد از این کلمات قرار می گیرد تمییز نسبه است. الباقیاتُ الصالحاتُ خَیرٌ عِنْدَاللهُ ثواباً(کارهای شایسته نزد خداونداز نظر ثواب بهتراست) تست درس پنجم 11)میّز الخطاء للفراغ لایجاد اسلوب التمییز:(یزداد المسلمونُ .......... .) الف)ایماناً ب)یقیماً ج)خلوصاً د)زاهداً 12)در عبارت (انّ اللهَ اکثرُعلماً) تمییز در اصل چه بوده است؟ الف)فاعل ب)اسم انّ ج)خبر انّ د)مفعول 13)در عبارت(یکتَمِلُ طُلّابُ الصَّفِ عدداً)تمییز دراصل چه بوده است؟ الف)فاعل ب)مفعول ج)مبتدا د)نائب فاعل درس ششم استثناء:جدا کردن حکم کسی یا چیزی از گروه یا دسته ی دیگراستثناء گفته می شود. 1)مستثنئ:اسمی است منصوب که بعد از ادات استثناء قرار می گیرد و از گروه یا دسته دیگری جدا می شود. 2)مستثنئ منه:اسمی است که قبل از ادات استثناء قرار می گیرد و مستثنئ از آن جدا می شود و در جمله می تواند مبتدا ،خبر، فاعل ،مفعول به و... باشد. 3)ادات استثناء: کلماتی هستند که بوسیله آنها مستثنئ را از مستثنئ منه جدا می کند.(اِلّا، غَیْر،سِوی) مستثنئ:مستثنئ به سه شکل به کار می رود:الف)مستثنئ متصل ب)مستثنئ منقطع ج)مستثنئ مفرّغ الف)مستثنئ متصل:هرگاه مستثنئ از جنس و نوع مستثنئ منه باشد و همیشه منصوب است. جاءالتلامیذُ الی المدرسه الا واحداً منهمُ(التلامیذُ=مستثنئ منه، فاعل و مرفوع)(الا= ادات استثناء)(واحداً=مستثنئ متصل ومنصوب) ب)مستثنئ منقطع:هرگاه مستثنئ از جنس و یا نوع مستثنئ منه نباشد آن را مستثنئ منقطع می نامند و همیشه منصوب است. قلبتْ إخوانُکَ الا أخاکَ(اخوانک=مستثنئ منه فاعل و مرفوع )(الا=ادات استثناء)(أخاک=مستثنئ منقطع و منصوب به الف نیابی) ج)مستثنئ مفرّغ:هر جا مستثنئ منه از جمله حذف شده باشد یعنی مستثنئ بدون مستثنئ منه به کار برده باشد در آن صورت به مستثنئ مفرّع گفته می شود و معمولاً با ادات نفی و استفهام همراه می شود . لاتَذکُـرُوا إلاّ اللهَ . ( فقط خداوند را عبادت کنید.) نکته:مستثنئ مفرّغ در جمله می تواند مرفوع یا منصوب باشد و اعراب آن به مستثنئ منه محذوف بستگی دارد به این صورت که اگر مستثنئ منه محذوف مرفوع باشد ، مستثنئ مفرّغ نیز مرفوع می شود و اگر مستثنئ منه که حذف شده منصوب باشد مستثنئ مفرغ نیز محذوف می شود. هل جزاءُ الاحسانِ الّا الإحسانُ(الإحسانُ= مستثنئ مفرّغ و مرفوع) نکته: هرگاه مستثنئ مفرّغ باشد و فعل نیز منفی بکار رفته باشد در ترجمه به جای ادات استثناء کلمه ی«فقط» اضافه کنیم و فعل جمله را مثبت معنی کنیم.(آیا پاداش نیکی فقط نیکی است؟) تست درس ششم 14)ما هو الخطاء فی الفراغ؟«لم یدخل الجنهِ الّا ..........» الف)المؤمن ب)المؤمنونَ ج)المؤمنانِ د)المؤمنینَ 15)میّز الصحیح للفراغ ؟(هل یَعِلِّمُ الّا ........ .) الف)التلمیذُ النجا ب)تلمیذاً ج)التلمیذِ د)تلمیذَیْنِ 16)اعراب مستثنئ در «ما نَزَلَمن الّا مطر قلیل» الف)مرفوع ب)منصوب ج)مجرور د)مرفوع محلاً درس هفتم منادئ اسمی است که مورد ندا واقع می شود و به دو شکل به کار برده می شود : 1)منادای مفرد 2)منادای مضاف 1)منادای مفرد:هرگاه منادای یک اسم مستقل باشد یعنی به کلمه دیگری اضافه نشده باشد آن را منادی مفرد می نامیم و خود به دو شکل بکار می رود : الف)منادئ علم:هرگاه منادای یک اسم علم یا خاص باشد مبنی به ضمّ و محلاً منصوب است. مانند:(یا اللهُ=منادای علم) ب)منادای نکره مقصوده (غیر علم) : هرگاه منادای یک اسم نکره یا غیر علم باشد مبنی به ضّم و محلاً منصوب می باشد. مانند:(یا رجلً= منادای نکره مقصوده) 2)منادای مضاف:هرگاه منادای مضاف واقع شود یعنی به اسم دیگری اضافه شده باشد معرب و منصوب می باشد.مانند:یاعَبْدَالله (عبد= منادای مضاف) (مضاف الیه و مجرور) نکته: حرف ندای«یا» فقط با اسم هایی بکار می رود که «ال» نداشته باشد بجز کلمه «الله» که گاهی «یا» از اول آن حذف می شود و به جای آن «میم» مشدّد در آخر الله حذف می شود. یا اللهُ ـــــ اللّهَُّ(مَّ و یا=حرف ندا)(اللهَ=منادای علم مبنی بر ضّم محلاًمنصوب) نکته: هرگاه منادای مضاف به ضمه به «یا» متکلم وحده اضافه شود اعراب تقدیری دارد یعنی تقدیراً منصوب می گردد که گاهی ضمیر «یا» از آخر حذف می شود ولی کسره حذف آخر باقی می ماند. یا ربَّی = یارَبَّ =رَبَّ= (منادای مضاف تقدیراً منصوب) نکته: هرگاه اسم «ال»داری مورد منادا واقع شود بعد از «یا» برای مذکر أیُهّا و برای مؤنث أیُتَهّا که در آن صورت أیّ و أیّهُ منادای نکره مقصوده مبنی بر ضّم ، محلاً منصوب می باشد و ها حرف تنبیه و اسم «ال» دار بعد از آن اگر جامد باشد عطف بیان و اگر مشتق باشد صفت گفته می شود. یا ایُهّا الناسُ (یا = حرف ندا)(ایُهّا = منادای نکره مقصوده مبنی بر ضّم محلاً منصوب)(الناسُ = عطف بیان) یا ایُتَهّاالمسلمات (ایُتُّ= منادای نکره مقصوده مبنی ضّم محلاً منصوب)(ها = حرف تنبیه)(المسلماتُ = صفت و مرفوع و مشتق) تست درس هفتم 17)میّز الصحیح للفراغ؟«یا ایهّا ........ . الف) المؤمنون ب) المؤمنَ ج)المؤمنینَ د)المؤمِنِ 18)ما هو الصحیح فی الفراغ؟«یا ........... ـی العالمِ» الف)مجاهد ب)المجاهد ج)ایّها المجاهد د)مجاهدان پاسخ تست درس اول تا هفتم 1)ج 2)الف 3)ج 4)ب 5)د 6)ب 7)ب 8)الف 9)د10)د 11)د 12)ب 13)الف 14)د 15)الف 16)الف 17)الف 18)الف
پایان موضوعات مرتبط: عربی سه تجربی و ریاضی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:59 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: عربی دو تجربی و ریاضی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
الف : در مورد افعال : 1- افعال مجهول قطعاً متعدّی هستند . 2- افعال یک حرفی و دو حرفی غالباً معتل هستند که فعلهای یک حرفی لفیف ( مثل : قِ « وقی » ) و فعلهای دو حرفی اغلــب مثال ( مانند : عِد« وَعَدَ » ) و یا اجوف ( مانند : عُد « عوَدَ ) هستند . باید توجه داشت که فعلهای « خُذ ، کُل ، مُر، سَل » دوحرفی هستند ولی صحیح مهموز محسوب می شوند . 3- فعلهای امر مخاطب در کتب عربی دوره متوسطه عمومی معلوم هستند . 4- هرگاه همزه فعلی مفتوح باشد و آن فعل نیز مجزوم باشد و هیچ یک از شرایط مجزوم کردن فعل نیامده باشد آن فعل امر از باب افعال محسوب می شود . مثل : أکرِم 5- صیغه های للغائبینِ و للغائبین َ و للغائبات فعل ماضی بابهای تفاعل و تفعّل با صیغه های امر للمخاطبین ِ و للمخاطبتینِ و للمخاطبینََ و للمخاطبات فعل امر این دو باب یکسان است و بایستی از قرائن موجود در جمله صیغه و نوع فعل را تشخیص دهیم .
مانند : تکاتبا ، تکاتبوا ، تکاتبنَ و تعلّما ، تعلّموا ، تعلّمن 6- همزه هر فعل امری که ضمه باشد آن فعل ثلاثی مجرد است . 7- فعل های اجوفی که بروزن یفعُلُ و یَفعِلُ می آیند صیغه للمخاطبات امر و للغائبات ماضی آنها به یک شکل صرف می شوند مانند : قُلنَ ، فُزنَ ، بِعنَ ، سِرنَ در ماضی و قُلنَ ، فُزنَ ، بِعنَ ، سِرنَ در امر . 8- فعل های اجوفی که بر وزن یَفعَلُ می آیند صیغه للمخاطبات امر و للغائبات ماضی د ریک حرکت تفاوت دارند . مانند : نِلنَ ، خِفنَ در ماضی و نَلنَ ، خَفنَ در امر و همچنین در این نوع فعل ها صیغه های ماضی مثنی و جمع مذکر ، امر مثنی و جمع مذکر به یک شکل صرف می شوند . مانند : خافا ، خافوا در ماضی و خافا ، خافوا در امر 9- در فعل ناقص واوی صیغه های جمع مذکر و جمع مونث یکسان صرف می شوند . للغائبینَ و للغائبات : یَتلونَ ، للمخاطبینَ و للمخاطبات : تَتلونَ 10- در فعل ناقص یایی صیغه های مفرد مونث و جمع مونث مخاطب یکسان صرف می شود . مانند : تهدینَ 11- فعل امر مثال و اجوف ثلاثی همزه امر ندارد ( عِد و قُل ) اما ناقص همزه امر دارد ( إ مشِ ، ُادعُ ) به جز تری ( رَ) 12- اگر فعل ماضی در ابتدا مضموم باشد حتماً مجهول است .
ب : در مورد أسماء : 1- هر اسمی که با ال یا تنوین بیاید اغلب آن اسم معرب است بجزکلماتی مانند : التی و الذی و......... 2- هر اسمی که تنوین دارد حتماً آن اسم منصرف است و معرب و معمولاً آن اسم نکره محسوب می شود . باید توجه نمود که اسمهای علم مذکر برخی اوقات تنوین می گیرند ولی تنوین آنها دالّ برنکره بودن نیست . 3- هر گاه بعداز الف جمع مکسردو حرف یا سه حرف ساکن الوسط بیاید آن اسم غیر منصرف است . مانند : قواعد ، تمارین 4- اسم مکان معمولاً بر وزن « مفاعل » جمع بسته می شود . مانند : مدرس و مدرسة ( مدارس ) 5- اسمی که تنوین دارد تنها در صورتی نکره است که علم نباشد ( علیٌ ) معرفه ، ( رجل ٍ ) نکره 6- من وما تنها در صورتی معرفه هستند که از نوع موصول باشند . من و ما موصوله : بعد از آن یک جمله یا شبه جمله وجود دارد .( یعلم ما فی السموات ) من و ما شرطیه : دو فعل پس از آن می آیند و هردو مجزوم هستند . ( من یصبر یظفر یا من صبرَ ظفرَ ) من و ما استفهامیه : معمولاً در ابتدای جمله می آیند و پس از آنها در جمله علامت سوال وجود دارد ( من یصبرُ عند البلاء ؟) ( اگر بعداز« من ، ما ،إن» فعلی وجود نداشته باشد آن کلمه از ادوات شرط نیست ، در حد کتاب ) 7- کلماتی مانند عبدا... – زین العابدین اسم علم مرکب هستند . 8- اسم هایی که به خود ی خود مبنی نیستند اما در حالتی خاص مبنی به حساب می آیند . اسم لا نفی جنس ، منادا ی علم ، منادای نکره مقصوده . نکته : هرگاه اسم لا نفی جنس « مضاف و یا شبه مضاف » باشد مبنی نخواهد بود بلکه معرب است و منصوب . مانند : لا صاحبَ برّ خاسرٌ ( هیچ نیکوکاری زیانکار نیست ) ، لا معلّماً ولداً کا مّه ( هیچ معلمی برای فرزند چون مادر او نیست ) 10- اسم غیر منصرف اگر جمع بسته شود منصرف است . مانند : آخرون َ 11- متعجب منه اسم معرفه است . 12- اسم های اشاره و موصول و ضمیرها و اسم های علم مضاف واقع نمی شوند . ( به اسم دیگر اضافه نمی شوند ) 13- اسم های ذا ، ذو ، ذی هرگاه بعداز اسم نکره بیایند نقش صفت را دارند . 14- مستثنی اگر منصوب نباشد ( باتوجه به کتاب ) حتما ً مستثنی مفرغ است . 15-اسم موصول خاص صفت واقع می شود به شرطی که بعد از اسمی معرفه آید ومعنی که بدهد .
ج: در مورد ترکیب : 1 - هرگاه ضمیر ( ی) بعد از فعل مضارع و امر بیاید و نون وقایه نیز همراه فعل نباشد ضمیر ( ی) نقش فاعل را دارد . مانند : تعلمین َ ، إذهبی 2- ضمیر (نا) در آخر فعل مضارع و امر و صیغه للغائب فعل ماضی نقش مفعول دارد . ودر آخر صیغه للمتکلم مع الغیر قعل ماضی نقش فاعل را دارد . 3- هنگامی که مبتدا ضمیر منفصل مرفوع است معمولاً کلمه ی پس از آن خبر می باشد . مانند : هنّ طالبات ٌ مهذباتً . 4- اسم موصول خاص پس از اسم اشاره غالبا ً خبر است . مانند : اولئک الذین صدقوا 5- اگر مبتدا ضمیر منفصل مرفوعی باشد هنگامی که افعال ناقصه بر سر آنها ظاهر شوند تبدیل به متصل مرفوعی می شوند مانند : هنّ عالمات ٌ ( کنّ عالمات ٍ ) و هنگامی که حروف مشبّهة بالفعل بر سر آنها ظاهر شوند تبدیل به ضمیر متصل منصوبی می گردد . مانند: هنّ عالمات ٌ ( إنّهنّ عالمات ٌ ) . 6- مفعول مطلق عددی از ثلاثی مجرد غالبا ً بروزن فَعلة یا فَعلَتین و از ثلاثی مزید با افزودن «ة» به آخر مصدرش ساخته می شود . مانند : إجتهدت ُ فی عملی إجتهادة ً یا إجتهادتین 7- اگر مصدر خود بخود دارای «ة» باشد برای ساختن مفعول مطلق عددی لفظ واحدة بعد از مصدر می آید . مانند : قرأتُ الدرس قراءة ً واحدة ً . 8- عامل مفعول مطلق د رپاره ای موارد از روی قیاس و قانون خاص حذف می شود و مفعول مطلق از آن عامل نیابت می کند الف ) هر گاه جمله حاوی « امر و نهی » باشد و مصدر جانشین فعل گردد . مانند : صبراً لا جزعاً که در اصل بوده إصبر صبرا ً و لا تجزع جزعا ً . ب ) هر گاه جمله دعا ئی باشد مثل اینکه در پاسخ شخصی که به ما آب می بخشد بگوییم . سقیا ً و رعیا ً که در اصل بوده سقاک الله سقیا ً و رعاک الله رعیا ً . ج ) هر گاه مفعول مطلق بعد ازاستفهام قرار گیرد تا سرزنش یا تعجب و یا تأسف را برساند . مانند : أ کفراً بعد هذه النعم که اصل آن بوده أ تکفرُ کفراً بعد هذه النعم . 9- کل و بعض چنانچه به مصدری از جنس فعل قبل اضافه شوند خود « کل و بعض » مفعول مطلق محسوب می شوند . مانند : لا تبسطها کل بسط . ( کل مفعول مطلق ) 10- بعد از اسم اشاره مصدری مطابق با فعل قبل بیاید در اینجا اسم اشاره مفعول مطلق است . مانند : قرأت ُ هذه القراءة .( هذه مفعول مطلق ) 11- اگر بعد از اسم اشاره مفعول فیه باشد در اینجا اسم اشاره خود مفعول فیه می شود . مانند : هذا الیوم . ( هذا مفعول فیه ) 12- اسم منصوب از ریشه فعل جمله بر وزن مَفعل و مفعَل مفعول فیه است . جلست ُ مجلسَ علماء ( مجلس مفعول فیه )
د : در مورد ترجمة : 1- معمولا ً در ترجمة باب تفاعل از واژ گان ( با هم ، با یکدیگر ) استفاده می شود . مانند : تعاونوا علی البّر والتقوی : در نیکوکاری و پرهیز گاری با یکدیگر همکاری کنید . 2- ترجمه فارسی بعضُهم بعضا ً ( یکدیگر ) می باشد . مانند : المومنون بعضُهم أولیاء بعضٍ : مومنان سرپرست یکدیگرند . 3- برخی از افعال در زبان عربی برای رساندن معنای کامل خود با حرف جر خاصی بکار می روند که در هنگام ترجمه این افعال به فارسی نه تنها نیازی به معادل آنها نمی باشد بلکه در صورت آوردن معادلی برای آنها معنای آنها غلط خواهد شد . مانند : امیر المومنین یشعر بالحّرالشدید « امیر مومنان گرمای زیادی را احساس می کند » مانند : شعَرَ الرجل ُ بالنّدم « مرد احساس پشیمانی کرد » 4- هر گاه فعل قال َ با حرف جرّ « ب » بیاید ، قالَ معنای اعتقاد داشتن می دهد . مانند : إنّ بعض المتفکّرین َ کأرسطو قالوا باستدارة الأرض . « یقینً بعضی از اندیشمندان همچون ارسطو اعتقاد داشتند که زمین می چرخد » 5- اگر جمله ای با کان منفی شروع شود و بعد از آن « ل » از حروف ناصبه بیاید در شروع ترجمه جمله کلماتی مانند « اصلا ً ، هرگز » می آوریم . مانند : ماکنت ُ لِأتوَهّمَ : هرگز نمی پنداشتم . 6- اگر جمله ای بیانگر قانون کلی و بدون تغییر باشد زمان فعل ماضی به مضارع تغییر می یابد . مانند : إنّ الله کان علیما ً « خداوند دانا است » (می باشد ) 7- اگر یک فعل مضارع از یکون و سایر صیغه های آن قبل از فعل مضارع دیگری بیاید آن را بصورت مضارع ملموس ترجمه می کنیم . مانند : أکون أذهبُ : دارم می روم . 8- فعل ماضی پس از« اذا » مضا رع ترجمه می شود و اذا گاهی اوقات به معنای « اگر » می آید و جمله را به صورت شرطی می کند و باید توجه داشت که اذا فعل های جمله را مجزوم نمی کند . 9- قد + فعل ماضی : معنای ماضی نقلی را می دهد ( قد ذهب : رفته است ) قد + فعل مضارع : معنای گاهی را می دهد ( قد یذهب : گاهی می رود ) 10- فعل ماضی بعید به چهار صورت منفی می گردد . ما کان ذهب ، ما کان قد ذهب ، لم یکن ذهب ، کان ما ذهب = نرفته بود 11- معادلهایی که برای ترجمه « باید » در زبان عربی می توانیم بکار ببریم : الف ) لام امر + صیغه های غائب و متکلم فعل مضارع مانند : لیجتهد التلمیذ فی دروسه . دانش آموز باید در درسهایش تلاش کند . ب ) فعل یَجبُ + حرف جرّ علی + اسم یاضمیر + مضارع منصوب با حرف ناصبه ( أن) یجبُ علی الطالب ِ أن یجتهد َ . دانش آموز باید تلاش کند . ج ) حرف جرّ + اسم یا ضمیر + مضارع منصوب با حرف ناصبه ( أن) مانند : علی الطالب أن یجتهد َ . دانش آموز باید تلاش کند . د ) حرف جر ّ علی + اسم یا ضمیر + مصدر مانند : علیکم الاجتهاد َ . شما باید تلا ش کنید . 12- فعل ماضی استمراری به سه صورت منفی می گردد : ما کان یذهب ُ - کان لا یذهب ُ - لم یکن ذهب - لم یکن یذهب ُ= نمی رفت . 13- هریک از دو فعل شرط و جواب شرط در صورتی که ماضی باشند می توانند به صورت مضارع ترجمه شوند . در ترجمه ی شرطی غالبا ً فعل شرط به صورت مضارع التزامی و فعل جواب شرط به صورت مضارع اخباری یا مستقبل ترجمه می شود . مانند : من صَبرَ ظفرَ « هر کس صبر کند پیروز می شود » « خواهد شد » . 14- اگر فعل ماضی صله موصول یا صفت برای اسم های نکره واقع شود . با ز هم یا در معنای مستقبل است یا در معنای گذشته و به قرینه می توان زمان آن را تشخیص داد . مانند : سیفرح الطلاب عقب ظهورالنتیجة غداً بنجاحهم الا الذی رَسَبَ . دانشجویان فردا به دنبال اعلام نتایج خوشحال خواهند شد مگر کسی که مردود می شود . چند نکته در مورد ترکیب « ابن ، بنت ، أخ ، أم » با برخی از اسمها : افزودن کلمات فوق به برخی اسمها به منظور دستیابی به معنای جدید ، موجب می شود معنای تحت اللفظی به هیچ وجه گویا نباشد بر این اساس توصیه می شود در برخورد با این قبیل الفاظ به حافظه اعتماد نکرده و با مراجعه به فرهنگ لغت در صد خطا به حداقل رسانده شود . در اینجا برای آشنایی بیشتر برخی واژگان ترکیبی همراه با معنای آنها ذکرمی شود . 1- ابن + اسم : ابن الطین : آدم ـــــ ابن النعا مه : ساق پا ـــ ابن ذکاء : صبح 2- بنت + اسم : بنت العین : اشک ـــ بنت الیمن : قهوه ــــ بنت الودن : لوزه بنات الارض : رودخانه ها ـــ بنات الصدر : غم واندوه 3- أخ + اسم : أخو العلم : عالم ــ أخو الفضل : فاضل 4- أم + اسم : ام الخبائث : شراب ـــ ام القری : مکة ـــ ام النجوم : کهکشان ـــ ام الحباحب : کرم شب تاب 5- أب + اسم : ابو خنجر : شاهی ، تر تیزک ــ ابو نظّاره : عینکی ــ ابو یقطان : خروس موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:50 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
یکی از مواردی که قبل از نوشتن طرح درس باید مورد توجه قرار گیرد این است که متن درس و یا محتوای آموزشی که می بایست درآن روز تدریس شود مطالعه و نکات کلیدی ، اطلاعات طلایی ، مفاهیم جدید و مهارتهای نو را یادداشت کنید تا اهداف جزیی درس استخراج شود 2- از روی اهداف جزیی استخراج شده برای درس خود اهداف رفتاری بنویسید ( رفتاری که دوست دارید از فراگیر شما سر بزند تا شما بعنوان مدرس با مشاهده و اندازه گیری آن متوجه شوید که او درس را یاد گرفته و در رفتار او تغییر ایجاد شده). 3- هنگام نوشتن اهداف رفتاری که همان آزمون پایانی تدریس شماست چند نکته را رعایت فرمایید:
الف- برای هر سوال و یا هدف یک فعل رفتاری بنویسید که قابل اندازه گیری و مشاهده باشد به اصطلاح تفسیر پذیر نباشد، مانند: بنویسد- نام ببرد ، توضیح دهد – تشریح کند، بسازد – رنگ کند، تحلیل کند – کنفرانس دهد و.... سعی کنید از فعلهای زیر بعنوان فعل های سوال امتحانی یا اهداف رفتاری استفاده نکیند چون تبدیل کردن به ملاک نمره بسیار سخت است مگر اینکه بخواهید توصیفی ارزشیابی نمایید: بفهمد – درک کند، تشخیص دهد – لذت ببرد، بشناسد – آشنا شود و.... ب- برای هر سوال زمان مخصوص مشخص کنید تا یادگیری و عمق آن با دقت سنجیده شود ج- حیطه یادگیری، محدوده عملکرد و یا مهارت آموخته شده را مشخص کنید تا از هر دری سخن به میان نیاید و یا به اصطلاح آقای سیف ارزشیابی سوال باز نباشد د- برای سوالها بارم بندی کنید و اگر دارای تعداد می باشد برای هر مورد بارم مخصوص در نظر بگیرید. ه- امکانات و ابزار مورد استفاده و یا محرمیت از برخی از امکانات را درج کنید و- محل و مکان خاصی اگر برای بروز رفتار در نظر دارید در سوال بنویسید مثال 1- دانش آموزان سوم ابتدایی بعد از پایان درس بصورت گروهی در باغچه مدرسه در مدت 15 دقیقه می باید دو گیاه با ریشه افشان پیدا کرده بعد از بررسی در گروه ، بدون استفاده از کتاب در کلاس درس برای همکلاسیان خود تشریح نمایند. 4- یک روش تدریس مناسب انتخاب کنید که بتوان مهارت، نگرش و دانش مورد نظر را منتقل کرد این روش تدریس ها می توانند سنتی: سخنرانی – بازی تربیتی – نمایشی و پرسش و پاسخ و... باشد و یا روش فعال و گروه محور و یا مشارکتی دانش آموز محور باشد : بحث و گفتگو، استدلالی ، استقرایی ، روش گفتاری و... اگر تسلط بر روش تدریس های یاددهی و یادگیری دارید روش های ذیل پیشنهاد می گردد: روش اکتشافی ، حل مسئله، روش برنامه ای ، الگوی اجتماعی ، اطلاعات پردازی و ... افزایش عزت نفس نوشتن طرح درس: 1- عنوان : موضوع، کتاب ، مقطع ؛پایه ، زمان پیش بینی شده، محل تدریس، روش تدریس، تعداد فراگیران، نوع ارزشیابی 2- هدف نویسی: اهداف کلی ، جزیی و رفتاری با ذکر حیطه در صورت امکان 3- وسایل مورد نیاز: امکانات، وسایل و رسانه های آموزشی لازم 4- رفتار ورودی : الف- برقراری ارتباط ب- ارزشیابی تشخیصی ج- ارزشیابی ورودی – پرسش آغازین د- دیدن تکالیف ه- حضور و غیاب
4- ایجاد انگیزه: یکی یا تلفیقی از روش های ذیل پیشنهاد می گردد الف- ایجاد چالش در یادگیری های قبلی – نظریه پیاژه ب- نمایش خلاق و تئاتر ت- طرح مسئله یا ایجاد سوال در ذهنی ( نظریه تشنگی ذهنی ، ابوعلی سینا) ث- یادآوری مطالب قبلی – نظریه لنگرگاه آموزشی ( جان میلر) ج- ایجاد رغبت برای کاربرد در زندگی و آینده اجرای تدریس: رعایت مراحل و گام های آموزش و توجه به روابط بین مدرس و فراگیر از اهمیت خاصی برخوردار بوده و رعایت نکات زیر مطلوب است: الف- نقش و وظایف معلم در انتقال دانش و یاد دهی و یا آموزش ب- نقش و وظیفه فراگیر در یادگیری ج- چیدمان مطالب از ساده به سخت- از ملموس تا ذهنی – از کم به زیاد د- مرور درس و ارزشیابی مستمر ( فعال نگه داشتن ذهن) و- پاسخ به سوالات و رفع اشکال ز- تمرین فردی – کنترل مهارت آموخته شده و تغییر در نگرش های فردی و گروهی ح- تغییر در نگرش و حیطه عاطفی فراگیران ط- جمع بندی درس و مرور مطالب ارائه تکلیف: · تکلیف باید با توجه به سطح و میزان یادگیری هر فراگیر مشخص گردد · با توجه به امکانات و سطح اقتصادی و اجتماعی او برنامه ریزی شود · ارائه تکلیف خلاقانه و ابتکاری باشد · ارائه تکلیف بصورت مرور درس، تمرین مهارت، پرورش خلاقیت و... باشد
ارزشیابی پایانی : · توجه به تفاوت های فردی و زمان یادگیری هر فرد · توجه به نوع روش تدریس · توجه به نوع هدف های رفتاری درس موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:48 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
مترادف ها و متضاد های عربی اوّل دبیرستان
موضوعات مرتبط: عربی یک عمومی متوسطه [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
الإمتحان فی الموضوع الترکیب الوصفی 1) اِنتَخِب الصحیح : 1- أیّامُ الدّراسةِ مِن الأیّامِ ………. . الف) الجمیلةِ ب) الجمیلِ ج) جمیلةٍ 2- لا تَعتمِد علَی النَّفسِ ……….. . الف) أمّارةً ب) أمّارةٍ ج) الأمّارةِ 3- الکُتُبُ ………. ، مفیدةٌ للطُلّابِ . الف) النّافعَ ب) النّافعةُ ج) نافعُ 2) اِملأ الفراغَ بالکلمة المناسبة ( الموصوف أو الصفة ) : 1- نجَحتُ فی الإمتحان نهایةِ السّنَةِ بـ………….. عالیةٍ . الف) درجةٌ ب) درجةٍ ج) الدرجةِ د) درجةِ 2- الشخصُ ………….. مکروهٌ عندَ النّاسِ . الف) کاذبُ ب) کاذبةٌ ج) الکاذبةُ د) الکاذبُ 3) مَیِّز الترکیبَ الوصفی مِن غیرِه : أشجارُ الغابةِ – الطّالباتِ المؤدَّباتِ – رجلٌ بَدَویٌّ – کتابَ المعلمِ – مناظرُ جمیلةٌ – درس التاریخِ – ماءً عذباً – غصنُ الشجرةِ – القلعةِ الکبیرةِ – الغزالتانِ الجمیلتانِ 4) عَیِّن الموصوف والصفة : 1- إنّی اُسافرُ إلی المناطقِ المختلفةِ . 2- الکتابُ صدیقٌ مخلِصٌ یُبعِدُک عن الضَّلالِ موضوعات مرتبط: عربی دو تجربی و ریاضی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:42 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
فعل از نظر معلوم و مجهول بودن: فعل متعدی از نظر فاعل آن، دو نوع است: معلوم و مجهول الف) فعل معلوم: فعلی است که به فاعل نسبت داده شود (فاعل آن مشخص باشد) مانند: کتبَ التلمیذُ الدرسَ. ب) فعل مجهول: فعلی است که به مفعول نسبت داده شود (فاعل آن معلوم نباشد) مانند: کُتِبَ الدرسُ. طرز مجهول ساختن فعل معلوم الف) در ماضی: حرف ما قبل آخر را مکسور کرده و حروف متحرک پیش از آن را مضموم می نماییم. کَتَبَ ¬ کُتِبَ / اِسْتَخْرَجَ ¬ اُسْتُخْرِجَ ب) در مضارع: حرف ما قبل آخر را مفتوح کرده و فقط حرف مضارعه را (حرف اول) مضموم می نماییم. یَکْتُبُ: یُکْتَبُ / یَسْتَخْرِجُ ¬ یُسْتَخْرَجُ ج) در امر (غائب): لِیَنْصُرْ ¬ لِیُنْصَرْ. نکات: * در فعل مجهول، امر به صیغه (حاضر) وجود ندارد بلکه چهارده صیغه آن امر غائب است. * برای ساختن مجهول از فعل اجوف و ناقص، آنها را به اصل باز می گردانیم و پس از مجهول نمودن، تغییرات اعلال را انجام می دهیم. مانند: قالَ ¬ قَوَلَ: قُوِلَ (مجهول) ¬ قِوْلَ ¬ قِیلَ. * در ماضی مجهول، بابهای مفاعله و تفاعل، حرف (الف) بخاطر ضمه ماقبل تبدیل به (واو) می شود. مانند: ضارَبَ ¬ ضورِبَ / تضارَبَ ¬ تُضورِبَ. طرز مجهول کردن جمله معلوم برای مجهول کردن جمله معلوم طبق روش زیر عمل می کنیم: 1- فاعل را از جمله معلوم حذف می کنیم. 2- مفعول را به جای فاعل قرار می دهیم و اعراب فاعل را (رفع) به آن می دهیم. (در این صورت آنرا نائب فاعل می نامیم). 3- فعل را مجهول می کنیم. (با توجه به زمان آن و دستوری که قبلا گفته شد). مثال: أخرَجَ التلمیذُ الکتابَ من الحقیبة ¬ أُخرِجَ الکتابُ من الحقیبةِ. یَسْتَنْکِرُ المؤمنُ الکِذْبَ ¬ یُسْتَنْکَرُ الکِذْبُ. موضوعات مرتبط: عربی دو تجربی و ریاضی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
مطالبی را که تاکنون یاد گرفتهاید میتوان آنها را در دو بخش خلاصه کرد: 1- علم صرف: دانشی است که دربارة ساختمان ظاهری کلمه پیش از ورود به جمله بحث میکند، یعنی موضوع صرف تغییر کلمه به صورتهای مختلف جهت إِفادة معنای مورد نظر است به عبارت دیگر علم صرف دربارهی شناسنامه شخصی خود کلمه بدون توجه به نقش آن در جمله سخن میگوید. 2- علم نحو: دانشی است که دربارهی حالت و موقعیت کلمه پس از ورود به جمله بحث میکند.
علم معانی
علم معانی: معانی در لغت جمع معنیّ بر وزن مفعول میباشد که اسم مفعول از مصدر عِنایة به معنی «قصد شده» است و نیز جمع مَعْنی بر وزن مَفْعَل» به معنی «مقصد» و در اصطلاح علمای این فن، نام علمی است دارای اصول و قواعدی که رعایت آنها به متکلم و یا نویسنده امکان میدهد: الف) احوال گوناگون مخاطبان را باز شناسد و از مقام و موقعیتهای مختلف آگاه شود؛ ب) کلام خود را منطبق و متناسب با آن احوال و موقعیتهای متفاوت ایراد کند. درباره موضوع علم معانی باید گفت که موضوع هر علمی مطالبی است که مسائل آن علم را مورد بحث قرار میدهد. به بیان دیگر موضوع هر علم، محوری است که مسائل آن علم پیرامون آن دور میزند، مثلاً مسائل علم پزشکی دربارهی بدن انسان و عارضههای آن است از این رو بدن انسان موضوع علم پزشکی باشد. موضوع علم معانی نیزالفاظ (کلمهو کلام) است و در اینجا الفاظ عربی و یکی از مطالبی که در علم معانی مطرح میشود، مبحث تاکید کلام است. کلام خبری: کلام خبری با توجه به حالت اعتقادی مخاطب، یعنی خالی الذهن بودن، تردید و یا انکار به سه قسمت تقسیم میشود: 1. کلام ابتدایی: کلام را آنگاه ابتدایی مینامند که مخاطب نسبت به مضمون آن خالی الذهن است، به این معنی که نسبت به محتوای کلام تردید ندارد و منکر آن نیست بلکه آن را قبول دارد و به آن معتقد است، کلام ابتدایی از هرگونه تاکید عاری است و به صورت سادهالقا میشود، مانند نَحَجَ عَلِیٌّ فی الامتحانِ 2. کلام طلبی: کلام را آنگاه طلبی مینامند که مخاطب از مضمون آن آگاه است ولی در قبول ورّد آن مرّدد میباشد. در اینگونه موارد بهتر است که متکلم، کلام خویش را با یک ادات تاکید مؤکّد سازد قَدْ نَحَجَ الطُلّابُ فی امتحانِهم 3. کلام انکاری: کلام را آنگاه انکاری مینامند که مخاطب آن منکر مضمون و محتوای کلام باشد. چنین کلامی را باید به چند ادات از ادوات تاکید مؤکّد گردد؛ مانند:" إِنَّ الانسان لفی خُسرِ" یکی از قواعد علم معانی آن است که هرگاه مخاطب نسبت به مضمون کلام حالت انکار یا تردید داشته باشد، باید کلام را با ادوات تاکید ایراد کرد. ادوات تاکید کلماتی هستند که به یکی از اجزای کلام میپیوندند و نسبت مسند به مسندالیه راحتمیتر و استوارتر میسازند. ادوات تأکید در زبان عربی عبارتند از: 1- تکرار (تاکید لفظی) الطریقُ مخوفٌ مخوفٌ 2- تاکید معنوی نَجَحُ التلامیذُ کُلُّهُمْ 3- ضمیر فصل واللَّهُ هُوَ الغنّیُ الحمیدُ 4- تقدیم ماحقّهُ تأخیر الف) تقدیم مفعولبه ایّاک نعبد ب) تقدیم جارومجرور عَلَی اللهِ فلیتوکّلِ المُؤمنون 5- لام ابتدا: إِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عظیمٍ 6- إِنّما: إِنّما المومنون إِخْوَةٌ 7- مفعول مطلق تاکیدی و رَتَّلِ القرآن ترتیلاً 8- صیغه مبالغه إِنّ النفس لَأمّارةٌ بالسُّوء 9- إِنّ إِنَّکَ نَجَحْتَ 10- ألا (آگاه باش) ألا بِذکر الله تَطْمَئَنُّ القُلُوب 11- قَدْ (برسر فعل ماضی) قَدْرَسَبَ الطالِبُ 12- انواع قسم وَالعَصّرِ 13- نون تأکید ثقیلة و خفیفه لَأَذْهَبَنَّ 14- جمله اسمیه زیدٌ کاتِبٌ علم بیان اصول و قواعدی است که به واسطه آن میآموزیم که چگونه میتوان یک مفهوم ر به شیوههای مختلف بیان کرد. یکی از موضوعات علم بیان تشبیه است. تشبیه: هرگاه چیزی با چیز دیگری در یک یا چند صفت همانند باشد برای انتقال سریعتر مفهوم آن به مخاطب از اسلوب تشبیه استفاده میشود. القرآن کالنور فی الهدایة تشبیه دارای چهاررکن است: 1- مشبه: همان چیزی است که میخواهیم آن را به دیگران لحاق کنیم مانند: القرآن 2- مشبهبه: آن چیزی است که مشبه به آن ملحق میشود، مانند: النور این دو رکن طرفهای تشبیه نامیده میشوند. 3- اداة تشبیه: لفظی است که دلالت بر تشبیه میکند و میان مشبه و مشبهبه ارتباط برقرار میکند. ادوات تشبیه یا 1- حرف است: ک، کَأَنّ المُغَنیُّ کالبلبل کَاُنَّ اللّسانَ سیفٌ 2- اسم است: مثل، شبیه، نظیر، مُحاکٍ هُوَ مثِل البدر حُسناً أو شبیه البدر هُو نظیر حاتم کَرَماً هو محاکٍ للقطار سرعةً 3- فعل: أشبه، شابه، ماثل ـ حاکی .... الطفلُ أشَبِهَ العصفر أوشابه العصفور 4- وجه شبه: وصف مشترک میان دو طرف تشبیه (مشبه، مشبهبه) است و در مشبه به قویتر و واضحتر است مانند: فی لهدایة اقسام تشبیه: تشبیه تام الأرکان: تشبیهی است که در آن ارکان چهارگانه تشبیه ذکر شده باشد، مانند المعلم کالأب فی التضحیة 2) تشبیه مرسل: آن است که اداة تشبیه در آن ذکر شده باشد مانند: العِلْمُ مِثلُ المصباح 3) تشبیه مؤکّد: تشبیهی است که در آن اداة تشبیه حذف شده است، العلم مصباحٌ فی الهدایة 4) تشبیه مفضل: تشبیهی است که در آن «وجهشبه» ذکر شده باشد. العِلْمُ مصباحٌ فیالهدایة 5) تشبیه مجمل: تشبیهی است که در آن وجه شبه حذف شده باشد: العِلْمُ مثل المصباح 6) تشبیه بلیغ: تشبیهی است که در آن وجه شبه و اداة تشبیه با هم حذف شده باشند مانند العِلْمُ مصباحٌ نکته: هرگاه خبر مفرد جامد باشد معمولاً تشبیه بلیغ است. القناعة کنز/ الدُّنیا بیت علم بدیع: شیوههای زیباساختن کلام و تحسین آن را بدیع میگویند که برخی مربوط به لفظ و برخی مربوط به معنی الف) محسنات لفظی: 1- جناس 2- سجع جناس: هماهنگی و مجانست میان حروف دو کلمه است که هریک معنای خاص دارد. یوم تقوم السّاعة یُقْسّمُ المجرمون مالَبِثُوا غیر ساعة دو نوع است: 1- جناس تام: هرگاه دو کلمه در عدد، حرکت و نوع و ترتیب حروف مثل هم میباشند تام است. عَضَّنا الدَّهْرُ بنابه لَیْتَ ماحَلَّ بنابه 2- جناس ناقص: هرگاه دو کلمه در عدد، حرکت و نوع و ترتیب حروف فرق کند، جناس ناقص است وجوهٌ یومئذِ ناضِرة اِلی رَبّها ناظِرة سجع: هماهنگی و توافق کلمات آخر جمله در حرف یا حروف یکسان است. إِنّا أعْطَیْناکَ الکَوْثر، فَصَلِّ لِرَبِّکَ و آنْحَرْ إِنَّ شانِئکَ هو الأبتر ب) محسنات معنوی: طباق طباق: بکارگیری کلمات متضاد است، مانند: هُو الأوّل و الآخِرُ جاءَ الحَقّ و زهَقَ الباطِلُ سوالات: 1- عیِّن التشبیه غیر البلیغ : 1) الشُّکر زینه الغِنی 2)کَأنََّ الربیع بسمه الأزهار 3)الکتابُ صدیق یُرشِدُکَ نحو النُّور 4) العلماءُ سراجُ الأُمّة یُنیرُ الطّریقَ 2- عیِّن ما لَیسَ فیه الطّباق : 1) لا بُدَّمِن عَزم یُوخَذُ بالحَزم 2)اعلم أنّ الحَسَنات تُذهِب السَیئات 3) علیک بتدبیر آخرتک کما دبّرت دیناک 4) علی الانسان أن یختار النّور علی الظلام 3-عیِّن الصحیح فی نوع التشبیه : 1) کأنّ العلماء المسلمین ملاذ و مأوی للمستضعفین ! :موکّد 2)من لا صدیق له کالمجاهد فی الهیجاء بلاسلاح! :مجمل 3) الاُمّ مدرسهٌ فی تربیه الأجیال القادمه: مجمل 4) المعلم ینبوع البیان طراوهً و عذوبهً ! : بلیغ 4- عیِّن ما فیه المحسّنات المعنویه (فی البلیغ) : 1) علیک بعزم یُوخذ بالحزم! 2)إن عدت اِلی الندم قدماً تخلَّصت ! 3) إنّ الدّنیا وراءَک و الآخره أمامک 4)ایّها الانسان! احفظ اللِّسان من الکِذب ! 5- عین الجناس الناقص فی الحرف فقط : 1)أعبدوا اللّه رغبهً لارَهبهً 2) من نمّ الیک نمّ علیک! شمس الفَلَک کتاجِ المَلِک 4) شرف الغِنی بترک المُنَی 6- عیِّن ما فیه أکثر من طباق واحد: 1) إنّ الدّنیا و الاخره عدوّ ان مختلفان 2) فمَن أحبَّ الدّنیا أبغض الاخره 3) و هما بمنزله المشرق و المغرب 4) کُلّما قَرُبت من واحد بعدت من الآخر 7- عیّن ما لیس فیه من الصِّناعات البلاغیه : 1) عندما یصل البلاء اِلی شدّته یأتی الرّخاء! 2)لاتُصلح دیناک بترک دینک! 3) یمکن أنّک تعیش حرّا و انت أسیر عَدُوّک ! 4) اللّه الصمد ، لم یلد و لم یولد ! 8- عیِّن ما لیس فیه التوکید : 1) یتقدّم المجتهد 2) التقدّم یُحرزُ بالاجتهاد 3) المتقدم هوالمجتهد 4)انّ التقدّم فی الاجتهاد 9- عیّن ما فیه تاکید أکثر : 1) نرید التوفیق من الله و ایّاه نستعین 2)إنّما یخشی الله من عباده العلماء 3) إِنّ یوم الفصل هو میقاتُهم أجمعین 4) العلماء هم الّذین یساعدون النّاس فی الحیاه 10- عیِّن الجناس : 1) الدّنیا وراءک و الأخری اُمامک 2) الهی حقّق فیک أملی و آختم بالخیر عملی 3) اللهمّ ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه 4)الصبر من الرّحمان و العجله من الشیطان
موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی، آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:27 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
فعل معتل بر چهار قسم می باشد: مثال،أجوف، ناقص، لفیف. تعریف: اعلال تغییراتی است که فعل معتل در هنگام صرف می یابد که این تغییرات سه نوع می باشند: اسکان، قلب، حذف انواع اعلال: الف) اسکان: ساکن کردن حرف عله (به حذف حرکت یا به نقل آن به حرف ماقبل). ب) قلب: تبدیل حرف عله به حرف متجانس با حرکت حرف ما قبل آن (ضمه با واو، فتحه با الف، و کسره با یاء متجانس است). ج) حذف: حذف کردن حرف عله ( به دلایلی مانند التقای ساکنین یا جزم فعل ناقص). موضوعات مرتبط: عربی سه تجربی و ریاضی ادامه مطلب [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:25 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
ناقص :
( قاعده ی خصوصی : ) ناقص ثلاثی مجرّد دارای یک قاعده ی خصوصی است و آن این است که : امر و مضارع مجزوم آن در صیغه های { ۱، ۴ ، ۷ ، ۱۳ ، ۱۴ } که علامت رفع ، ضمّه ی لام الفعل است ، خود لام الفعل می افتد .
جریان قواعد عمومی اعلال در ناقص نیز تغییرات زیادی ایجاد می کند ، از این رو بعضی از اقسام آن را صرف می کنیم : الدُّعاء ( الدَّعوَة ) ( خواندن و دعوت کردن ) ناقص واوی از باب فَعَلَ یَفعُلُ است : ماضی معلوم : دَعَا ، دَعَوَا ، دَعَوا ، دَعَت ، دَعَتَا ، دَعَونَ ، دَعَوتَ ، … ، دَعَونا . مضارع معلوم : یَدعُو ، یَدعُوَانِ ، یَدعُونَ ، تَدعُو ، تَدعُوَانِ ، یَدعُونَ ، { ص۴۷ } تَدعُو ، تَدعُوَانِ ، تَدعُونَ ، تَدعِینَ ، تَدعُوَانِ ، تَدعُونَ ، أَدعُو ، نَدعُو امر معلوم : لِیَدعُ ، لِیَدعُوَا ، لِیَدعُوا ، لِتَدعُ ، لِتَدعُوَا ، لِیَدعُونَ ، اُدعُ ، اُدعُوَا ، اُدعُوا ، اُدعِی ، اُدعُوَا ، اُدعُونَ ، لِأَدعُ ، لِنَدعُ ماضی مجهول : دُعِیَ ، دُعِیَا ، دُعُوا ، دُعِیَت ، دُعِیَتَا ، دُعِینَ ، دُعِیتَ ، … ، دُعِینَا . مضارع مجهول : یُدعَی (بخوانید : یُدعا) ، یُدعَیَانِ ، یَدعَونَ ، تُدعَی ، تُدعَیَانِ ، یُدعَینَ ، تُدعَی ، تُدعَیَانِ ، تُدعَونَ ، تُدعَینَ ، تُدعَیَانِ ، تُدعَینَ ، أُدعَی ، نُدعَی . امر مجهول : لِیُدعَ ، لِیُدعَیَا ، لِیُدعَوا ، لِتُدعَ ، لِتُدعَیَا ، لِیُدعَینَ ، لِتُدعَ ، … ، لِنُدعَ .
الرَّمی ( پرتاب کردن ) ناقص یائی از باب فَعَلَ یَفعِلُ است : ماضی معلوم : رَمی (رَما) ، رَمَیَا ، رَمَوا ، رَمَت ، رَمَتَا ، رَمَینَ ، رَمَیتَ ، … ، رَمَینَا . مضارع معلوم : یَرمِی ، یَرمِیَانِ ، یَرمُونَ ، تَرمِی ، تَرمِیَانِ ، یَرمِینَ ، تَرمِی ، تَرمِیَانِ ، تَرمُونَ ، تَرمِینَ ، تَرمِیَانِ ، تَرمِینَ ، أَرمِی ، نَرمِی . امر معلوم : لِیَرمِ ، لِیَرمِیَا ، لِیَرمُوا ، لِتَرمِ ، لِتَرمِیَا ، لِیَرمِینَ ، اِرمِ ، اِرمِیَا ، اِرمُوا ، اِرمِی ، اِرمِیَا ، اِرمِینَ ، لِأَرمِ ، لِنَرمِ . ماضی مجهول : رُمِیَ ، رُمِیَا ، رُمُوا ، رُمِیَت ، رُمِیَتَا ، رُمِینَ ، رُمِیتَ ، … ، رُمِینا . { ص۴۸ } مضارع مجهول : یُرمَی ، یُرمَیَانِ ، یُرمَونَ ، تُرمَی ، تُرمَیَانِ ، یُرمَینَ ، تُرمَی ، تُرمَیَانِ ، تُرمَونَ ، تُرمَینَ ، تُرمَیَانِ ، تُرمَینَ ، أُرمَی ، نُرمَی . امر مجهول : لِیُرمَ ، لِیُرمَیَا ، لِیُرمَوا ، لِتُرمَ ، لِتُرمَیَا ، لِیُرمَینَ ، لِتُرمَ ، … ، لِنُرمَ .
پرسش و تمرین ۱۴ ۱- امر معلوم یَـبکِی و یَعلُو ، و امر مجهول یَخلُو و یَجرِی را صرف کنید . ۲- ماضی و مضارع های زیر را صرف کنید : بَدَأَ یَبدُو ، مَشَی یَمشِی ، مَحا یَمحُو . موضوعات مرتبط: عربی سه تجربی و ریاضی [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:21 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:20 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
قواعد ترجمه
چند نكته درباره مبحث ترجمه: در مبحث ترجمه، بايد به نكات زير توجه داشته باشيم فعل :زمان فعل،ماضي، مثبت ومنفي بودن (استمراري،بعيد،نقلي) ،مضارع مثبت ومنفي، امر، وصيغه ،لازم ومتعدي بودن ومعلوم ومجهول بودن و... 2- اسم : مفرد مثني وجمع بودن آنها و معرفه ونكره بودن آنها و جامد ومشتق بودن آنهاومذكر ومؤنث بودن آنها و...3- ضماير(متصل ومنفصل وصيغه ومرجع آنها )اسم اشاره واسم موصول (معاني آنها) 4- نقش اسم (مبتدا ،خبر، حال (مفرد وجمله ) إستثناء و.....)بايد توجه داشت . شرح نكات مهم ترجمه درهرمبحث آمده وتوضيح لازمه داده شده است اما در اینجا بعنوان مبحث مستقل بررسی می کنیم. علی فلاح احمدی
زمان فعل :
تذکر:بدنبال برخی از فعل ها حروف جر می آیند که نیاز به ترجمه ندارند مانند حٍٍَصَلَ عَلی بدست آورد:عَزَمَ علی :تصمیم گرفت شَعَرَب: احساس کرد. ترجمه فعل داشتن: در زبان عربی برای ترجمه فعل داشتن از حرف جر (ل) وظروفی مانند لدیّ و عند استفاده می شود دارم: لی / عندی ندارم : لیس لی / لیس عندی داشت: کان له نداشت: ما کان له ترجمه باید الف:علی + اسم یا ضمیر + مضارع منصوب همراه"أن" علینا ان نذهب الی المدرسة باید به مدرسه برویم ب:علی +اسم یا ضمیر+مصدر علینا الاجتهاد فی الد رس باید در در س تلاش کنیم ج:یجب+علی +اسم یا ضمیر + مضارع منصوب همراه أن یجب علینا ان نذهب : باید که برویم د:(ل)امر + مضارع مجزوم شده لیذهب : باید برود فعل مجهول: ماضی مجهول: صفت مفعولی + شد+ شناسه ها یا ماضی نقلی مجهول شده ترجمه می شود کُتِبَ : نوشته شد / نوشته شده است مضارع مجهول: صفت مفعولی + می + صرف شود ترجمه می شود یُکتَبُ / نوشته می شود فعل های مزید: معاني بابها :** باب افعال وتفعيل براي متعدي كردن فعلها لازم به كار مي روند واگر فغل متعدي باشد فعل را دو مفعولي مي كند ضحك خنديد اضحك خنداند **باب مفاعله وتفاعل براي مشاركت به كار مي رود با اين تفاوت كه در باب مفاعله ؛ د ر مشاركت يكي فاعل ديگري مفعول است .كاتب التلميذُ صديقَ دانش آموز با دوستش نامه نگا ري كرد. امادرباب تفاعل مشاركت ميان دو طرف است . تضارب الرجلان دو مرد يكديگر را زدند . تذكر:درترجمه باب مفاعله بعد از فاعل معمولا لفظ (با) مي آيد . ودر ترجمه باب تفاعل معمولا از کلماتی نظیر(باهم ؛با یک دیگر)استفاده می کنیم.تنازع الرجلان (دو مرد با یکدیگر دعوا گرفتند) ** بابهاي انفغال وافتعال وتفعل : براي مطا وعه واثر پذيري بكار مي رود . علّمَ الاستاذُ التلميذَ فَتعّلَمَ استاد دانش آموز را ياد داد پس آموخت . **باب استفعال: معمولا براي طلب ودرخواست بكار مي رود . غفر آمرزيد استغفر طلب آمرزش كرد علی فلاح احمدی www.arabifallah.blogfa.com استغفر المومنُ من الله مومن از خدا طلب آمرزش كرد جملات شرطی- درترجمه جملات شرطي؛ فعل شرط ( ماضي يا مضارع ) بصورت مضارع التزامي و جواب شرط( ماضي يا مضارع )بصورت مضارع اخباري معني مي شود. إنْ درستَ نجحتَ اگردرس بخواني موفق مي شوي تذكر5- فعل مضارع درجواب فعلهاي( امر ونهي)نيز مجزوم مي گر د د. ودر ترجمه فارسي معمولاً (تا + مضارع التزامي ) ترجمه مي شود .اُذْكُرُوني اَذْكُرْكُمْ ( مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم)
معرفه ونکره اسم نکره معمولا با (یک)یا پسوند(ی) ترجمه می شود. مانندرجلٌ مردی یا یک مرد الرجل ( مرد ) در تر جمه اسم اشاره اگر بعد اسم اشاره اسم ال دار باشد اسم اشاره بصورت مفرد ترجمه می شود هر چند مثنی یا جمع باشد واگر اسم ال دار نیاید اسم اشاره طبق صییغه خودش تر جمه می شود .هؤلاء الناس یکرموننی این مردم مرا گرامی می دارند. هؤلاء تلامیذ اینها دانش آموزانند . ترجمه اسم اشاره هناو هناک به دو صورت می باشد یا اینجا وآنجا تر جمه می شود یا به معنی وجود داشتن اگر نقش ظرف وخبر داشته باشد . تر جمه ضمیر فصل بصورت همان یا تنها تر جمه می شود .الر جل هو العالم مرد همان دانشمند است . در ترجمه اسم موصول اگر وسط جمله بعد از اسم ال دار باشد ونقش صفت باشد بصورت که ترجمه می شود .الرجلُ الذی خرج کان صدیقی مردی که خارج شد دوست من بود ویا طبق صیغه خود بصورت کسی که یا کسانی که تر جمه می شود هو الذی بعث رسولا الینا او کسی است که پیامبری بسوی ما فرستاد جامد و مشتق *اسم فاعل: ودر ترجمه فارسي از پسوند (نده – ا) استفاده مي شود . عالمٌ / دانا مدافع ٌ / دفاع كننده *اسم مفعول: ودر ترجمه فارسي از پسوند (شده) استفاده مي شود مكتوب – نوشته شده *اسم تفضیل: اسم تفضيل هرگاه بعد از آن حرف جر من بيايد در ترجمه بصورت تفضيلي (تر) معني مي شود . هو اكبر من اخيه او از برادرش بزرگتر است .و هرگاه بعد از آن اسم مجرور باشد بصورت صفت عالي (ترين ) ترجمه مي شود . هو احسن الناس ِ عقلا ً او عاقل ترين مردم است *صیغه مبالغه :در ترجمه فارسي از قيد بسيار استفاده مي شود صفت در ترجمه صفت ؛ چنانچه مفرد ؛ یا مثنی یا جمع باشد ؛ در فارسی بصورت مفرد ترجمه می شود مانند نحن تلامیذُ مجتهدون( ما دانش آموزانی کوشا هستیم) ودر ترجمه جمله وصفیه حرف «كه» به اول آن مي افزائيم و خودِ فعل مطابق نياز جمله معمولاًبه ترتيب زير ترجمه مي گردد. الف) ماضي + ماضي = ماضي بعيد يا ماضي ساده اشتريْتُ كتاباً قد رأيْتُه في المكتبةِ. كتابي را خريدم كه آن را در كتابخانه ي مدرسه ديده بودم(ديدم) ب) ماضي + مضارع = ماضي استمراري رايتُ تلميذاً يبكي في المدرسةِ . دانش آموزي را ديدم كه در مدرسه گريه مي كرد ج) مضارع + مضارع = مضارع التزامي اُحبُّ كتاباً يساعدُني في فهم النصوص ِ . كتابي را دوست دارم كه مرا در فهم متون كمك كند منصوبات حال ترجمه اسلوب حال : حال معادل قيد حالت در زبان فارسي است .اگر مفرد باشد باپسوندهاي (ان –ا- )وپيشوند( با) ترجمه مي شود . جاء التلميذ ضاحكاً . دانش آموز خندان آمد. ودر ترجمه جمله حاليه ابتداء عبارت ‹‹ در حا ليكه،كه›› را مي نويسيم وآن گاه خود فعل ، معمولا طبق الگوي زير ترجمه مي شود . الف) فعل( جمله ابتدائيه) ماضي + فعل( جمله حاليه) ماضي = (در ترجمه فعل جمله حاليه) ، ماضي بعيد يا ماضي ساده خرج المعلم ُ وقد علّمَنا أشياءَكثيرةً . معلم خارج شد در حاليكه مطالب بسياري را به ما آموختة بود(آموخت) ماضي+ مضارع = ماضي استمراري جاء التلميذُ يضحكُ . دانش آموز آمد درحاليكه مي خنديد مفعول مطلق در ترجمه مفعول مطلق تاكيدي معمولاً از الفاظ تاكيد مثل يقيناً، حتماً، مسلماً،و... بكار مي رود . نزّل اللهُ القرآنَ تنزيلاً ( يقيناً خداوند قرآن را نازل فرمود)
ودر ترجمه مفعول مطلق نوعي كه بعد از آن صفت باشد ، معمولاََ صفت ترجمه مي شود ويا ازالفاظي از قبيل( به نيكي) و... استفاده مي ميشود واگر بعد از آن مضافٌ اليه باشد ، معمولا ً در ابتداي آن الفاظ ( همچون ، همانند و...) بكار مي رود. ضربه ضربا ً شديدا ً (او را به شدت زد) استغفر الرجلُ استقبالَ التائببينَ(مرد همچون توبه كنند گان طلب بخشش كرد.) مفعول به : در ترجمه مفعول گاهی بصورت را وگاهی همراه حرف متمم به کار میرود. رایت العالم دانشمند را دیدم بلغت المنزل به خانه رسیدم سألت المعلّم از معلم سؤال کردم ودر ترجمه فعلهای دومفعولی یکی از از دو مفعول را با علامت را ودیگری را بدون علامت ویا همراه حرف متمّم می آوریم .اعطی المدیر التلمیذ .جائزة مدیر به دانش آموز جائزه ای را داد مفعول له: در ترجمه مفعول له (برای به خاطر وبه جهت و....) بکار می رود . قام التلمیذ احتراما للمعلم دانش آموز بخاطر احترام به معلم برخاست تميز : تميز به اشكال زير ترجمه مي گردد علی فلاح احمدی الف )گاهي اوقات طبق اصل خودش ترجمه مي گردد . ب) گاهي اوقات با آوردن اصطلاحاتي از قبيل ((از لحاظ ،از نظر ،و.....))در ابتداءتميز، ترجمه مي گردد.مُلِئَ قلبي ايماناً .(قلبم پر از ايمان شد.) يا ( قلبم از نظر ايمان پر شد. ) ***در جملاتي كه تميز بعد از پس از اسم تفضيل مي آيد مي توان آنراعلاوه بر اشكال فوق به شكل صفت تفضيلي يا عالي نيز ترجمه كرد يعني آخر تميز (تريا ترين ) بياوريم . هوَ احسنُ الناس ِ اخْلاقاً . (او خوش اخلاق ترين مردم است.) يا (او ازنظر اخلاق بهترين مردم ترجمه جمله استثنائيه: اگر مستثني تام باشد ابتدا ادات سپس مستثني وبعد از آن جمله قبل الاّ ترجمه مي شود . سجدوا الاّ ابليسَ . بجزء شيطان سجده كردند. واگر مستثني مفرّغ باشد ، جمله معمولاً مثبت ومؤكد ترجمه مي شوديعني درابتداي جمله مثبت الفاظ تأكيد مانند ( فقط،بي شك ، تنها،....) مي آيد. لا تقلْ الاّ الحقّ ( فقط حق را بگو) نواسخ حروف مشبهه: هرگاه خبر ليت ولعلّ فعل مضارع باشد ، هنگام ترجمه بصورت مضارع التزامي ترجمه مي شود .ليت المسلمين يستيقظون من نوم الغفلة( كاش مسلمان از خواب غفلت بيدار شوند فعل مقاربه: فعل بعد از افعال مقاربه معمولاً بصورت مصدر ترجمه مي شود . أخذ قلبي يخفقُ (قلبم شروع به تپيدن نمود) لا نفی جنس: لاي نفي حنس، چون نفي مطلق جنس مي كند بنابراين در ترجمه فارسي آن از قيد« هيچ .... نيست، يا وجود ندارد»استفاده مي شود . لا خیر فی الجهل . هيچ خيري در جهل وجود ندارد ترجمه چند اصطلاح 1- گاهی مصدررا می توان بصورت فعل ترجمه کرد . ارید الاقامة بینکم می خواهم نزد شما اقامت داشته باشم www.arabifallah.blogfa.com 2- لفظ کل اگر بعدآن اسم نکره بیاید به صورت هر واگر اسم معرفه بیاید بصورت همه واگر حرف جر بیاید بصورت هریک تر جمه می شود کل طالب ٍ هر دانش آموزی کلّ الطلاب همه دانش آموزان کلٌّ من الطلبة هر یک از دانش آموزان 3- اگر خبر ؛ شبه جمله با حرف جر «ل»باشد ؛ بصورت ( از آن ؛ یا برای) ترجمه می شود. الحمد لله حمد و سپاس از آن خدا ست 4- کلمه عند چنانچه ظرف مکان باشد معمولا بصورت «نزد» چنانچه ظرف زمان باشد بصورت «به هنگام یا وقت» تر جمه می شود. 5- الکتاب عند التلمیذِ کتاب نزد دانش آموز است نذهب الی المسجد عند الغروب به هنگام غروب به مسجد می رویم 6- فعل قام به همراه حرف جر ب به معنی«انجام داد/ پرداخت / اقدام کرد» ترجمه می شود قام التلمیذ بتلاوة القرآن ( دانش آموز به تلاوت قرآن پرداخت) 7- تر جمه عدد اصلی معدود همیشه بصورت مفرد ترجمه می شود هرچند در زبان عربی بصورت جمع باشد .ذهب 7 تلامیذ 7 دانش آموز رفتند 8- انّما بصورت (فقط یا مسلّما ) تر جمه می شود. انّما المومنون اخوة مسلما مومنان با هم
تهیه و تنظیم : علی فلاح احمدی موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 4:13 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
ضمیر: کلمه ای است که جانشین اسم می شود. انواع ضمیر: ضمیر بر دو نوع است: 1.ضمیر منفصل(جدا از کلمه نوشته می شود) 2. ضمیر متّصل انواع ضمیر منفصل: 1.ضمیر منفصل مرفوعی 2. ضمیر منفصل منصوبی نکته: ضمیر منفصل مجروری نداریم. (1) ضمیر منفصل مرفوعی عبارتند از: هُو- هُما - هُم - هِی- هُما - هُنّ َ- أنتَ - أنتما - أنتم -أنتِ - أنتما - أنتُنَّ سؤال: چرا به این ضمایرِمنفصل، مرفوعی می گویند؟ زیرا نقشهای مرفوعی مثل فاعل- مبتدا - خبر و... می پذیرند. مثل: اسمیه= هُوَ تلمیذٌ (هُوَ= مبتدا مرفوع) هُم تلامیذُ (هم = مبتدا مرفوع) فعلیه= ذَهَبَ اِلی المدرسة. (ذهب= فعل وفاعلش= هُو) او به مدرسه رفت (او= فاعل) نکته: اسم های جمع مکسر بر وزن مَفاعیل(تلامیذ)- مفاعِل (مساجِد)- فَواعِل (قواعِد) تنوین ــًــٍــٌـ نمی گیرند. نکته: این ضمایر مفعول نمی شوند. (2) ضمیر منفصل منصوبی عبارتند از: ایّاهُ (اورا) - ایّاهُما ( آن دو را) - ایّاهم (آنها - مذکر) ایّاها (اورا) - ایّاهُما ( آن دو را) - ایّاهنَّ (آنها - مؤنث) ایّاکَ (تورا) - ایّاکُما ( شما دو مرد را) - ایّاکُم (شما چند مرد را - مذکر) ایّاکِ (تورا) - ایّاکُما ( شما دو زن را) - ایّاکُنَّ (شما چند زن را - مؤنث) ایّایَ= مرا ایّانا= ما را به این ضمایر منفصل، منصوبی می گویند چون همیشه نقششان مفعول است چرا که در معنا (را) می پذیرند. نکته: این ضمایر اگر قبل از فعل ذکر شوند با قید تأکید (فقط- تنها) ترجمه می شوند. ایّاکَ نعبُدُ = تنها تورا می پرستیم. نکته: این ضمایر [فاعل- مبتدا- خبر- مجرور به حرف جر] نمی شوند. انواع ضمایر متّصل: 1. ضمیر متصل فاعلی مرفوعی 2. ضمیر متصل منصوبی ومجروری (ضمیر متصل به هر سه قسم کلمه) (1) ضمایر متّصل فاعلی مرفوعی عبارتند از: الف مثنی- واو جمع مذکر - نَ جمع مؤنث ( در ماضی، مضارع، امر)- تَ - تُما - تُم - تِ - تُما - تُنَّ - تُ - نا (فقط در زمان ماضی) - یــ (در مضارع و امر مفرد مؤنث مخاطب) تذهبیــــــنَ - اِذهبی این ضمایر متّصل، مرفوعی نام دارند چون فقط وصل به فعل می شوند و فقط نقش فاعل دارند. ذَهَبــا ( ا= فاعل) رفتند آن دو مرد (آن دو مرد = کننده ی کار = ضمیر الف) ذَهَبــوا ( فاعل) (آنها چند مرد = کننده ی کار = ضمیر واو) (2) ضمایر متّصل منصوبی و مجروری عبارتند از: هُ (او- اورا)- هُما - هُم - ها - ها - هُما - هُنَّ - کَ (تو- تورا) - کُما - کُم -کِ - کُما - کُنَّ - (ی- نا) این ضمایر سه حالت دارند: (آ) اگر وصل به فعل شوند نقششان مفعول است: ضَرَبَــهُ (ـهُ = مفعول = اورا) أمَرَهُ ( هُ = مفعول زیرا متصل به فعل شد) معنی: اورا امر کرد (ب) اگر این ضمایر وصل به اسم شوند نقششان مضاف الیه است. کتابَــهُ (ـهُ = مضاف الیه ) معنی: کتابش (ج) اگر متصل به حرف جر شوند نقششان مجرور است. فیــهِ ( فی = جار ، ه = مجرور) ** نــکــتــه مهم: هنگام اتّصال ضمیر (ی) به فعل بین فعل و ضمیر (ی) نونی می آید که به این نون، نون وَقایه می گویند و نون وقایه نگه دارنده ی حرکت آخر فعل است. ضَرَبَ + ضمیر (ی) = ضَرَبی(فتحه حرف آخر در این جا از بین رفت.) ضَرَبَنــــی (نون، فتحه آخر حرف ب را نگه داشت) ** تــذکــر مــهــم: ضمیر (ی) اگر ضمیر (ی) متصل به فعل باشد قبل آن نون وقایه باشد نقشش مفعول است که در معنا (را) می گیرد. عَلَّــمَــنــی (علَّم = یا داد ، ی = مرا ، ن= نون وقایه) اما اگر متصل به فعل باشد و قبل آن نون وقایه نباشد (ی) نقشش فاعل است . اُکتُبــی (ی = فاعل ، معنی = بنویس تو) ** تــذکــر مــهــم: ضمیر (نا) اگر ضمیر (نا) متصل به فعل ماضی باشد و قبلش ساکن باشد نقش (نا) فاعل است امّا اگر قبلش ساکن نباشد نقش (نا) مفعول است. أمَــرنا (أمَر = فعل ماضی ، نا = فاعل) معنی : ما امر کردیم أمَــرَنا (أمَرَ = فعل ماضی، نا = مفعول) امر کرد ما را أمــرُِ َ (أمر= اسم، نا = مضاف الیه) دستورِما اگر ضمیر (نا) به 14 صیغه ی فعل مضارع، 6 صیغه ی فعل امر متصل باشد نقشش همیشه مفعول است. ضمیر (ی) در 14 صیغه فعل ماضی، مفعول است که نون وقایه می گیرد. ضمیر (ی) در مضارع و امر مفرد مؤنث مخاطب، فاعل است که نون وقایه نمی گیرد. ضمیر (ی) در بقیه صیغه های مضارع و امر مفعول است که قبل آن نون وقایه هم می آید. تذکــر: ضمایر هُم - هُما - هُنَّ گاهی متصل می شوند و گاهی منفصل. اگر جدا نوشته شوند منفصل مرفوعی اند و اگر وصل به فعل شوند مفعولند و اگر وصل به اسم شوند مضاف الیه اند (متصل اند) و اگر وصل به حرف جر شوند مجرور به حرف جر اند فَــهُــم هم در اینجا منفصل است نه متّصل. چون (فَــ) حرف جر نیست. موضوعات مرتبط: عربی یک عمومی متوسطه، آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 11:18 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
جمع المؤنث السالم
1- تعريفه : كل اسم دل على ثلاثة أشخاص ، أشياء ، بزيادة ألف وتاء على آخره ، مثل : فاطمات ، مرضعات ، عاملات ، حافلات ، إستراحات وقوات .
2- إعرابه : أ- أمثلته في حالة الرفع المذيعات ُأنيقات ٌ صعدت المضيفاتُ إلى الطائرة ظلتْ الطبيبات ُمناوبات ٍ استدعيت ْعاملات ُالإطفاء ِ تديرُ شرطياتُ السير ِحركة َالسير ِبمهارة ٍ تسير ُرحلات ُشركة ِالطيران بدقة ونظام إن الطفلاتِ بريئاتٌ تُظْهِرُ السائحاتُ الاجنبياتُ بساطةً في اللباسِ تدافع المحامياتُ عن المتهماتِ والمتهمين تساهم المحطاتُ الفضائية ، والشبكاتُ الأرضيةُ في نقل المعلومات تُزَوَّدُُ المكتباتُ بالصحف والمجلاتِ والدورياتِ والحولياتِ
ب- أمثلته في حالة النصب يحترمُ المشاهدون المذيعاتِ المثقفاتِ تساعدُ الطالباتُ المتفوقاتَ زميلاتِهن الضعيفاتِ تُكَرِم ُوزارةُ التربية المعلماتِ المتميزاتِ والمعلمين المتميزين لا يَمْلِك ُالمرءُ إلا أن يحترم النساءَ الفاضلاتِ لعلَّ المشاهداتُ مسروراتٌ تُهِيءُ الوزارةُ دوراتٍ خاصةً لموظفيها وموظفاتها هَيأتْ الجمعياتُ النسائية حضانات نموذجية لأطفال العاملاتِ وخصصت دوراتٍ عديدةً للفتيات تُزَوِد ُمصفاةُ البترول محطاتِ الوقود بمشتقات البترول تَحْرُس ُالدولة السفاراتِ والبعثاتِ الدبلوماسية
ج- أمثلته في حالة الجر حالة ُالمريضات مستقرةٌ تَستعينُ بعضُ الأسر بمربياتٍ أجنبياتٍ ، مع أن بمقدورها الأستعانة بمربيات عربياتٍ يَهْتَم ُالمربون بدراسة أتجاهات المراهقاتِ والمراهقين في المشفى عديدٌ من الطبيباتِ ذواتِ الكفاياتِ العاليةِ تَضُم ُالجمعيةُ الفتياتِ الناشطات في مجال حقوق الانسان ولا تقتصرُ جهودُ العاملات فيها على الوطن العربي تُشاهَدُ المذيعات ُفي مختلف قنوات البث إنَّ المعلماتِ حاضراتٌ ، لكن الطالباتِ غائباتٌ تترددٌّ على مركزِ اللياقةِ السيداتُ المهتماتُ بالرشاقةِ موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 11:3 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 11:2 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
د.علی میرلوحی فلاورجَانی1 وإذا کان المخاطب غبیاً بلیداً ترعى مقتضى حاله وتأتی بتشبیه بسیط کی یفهم المعنى، وکلما کان أغبى زدت فی وضوح التشبیه، وإن کان المخاطب ذکیاً متوقداً وترید أن تسبر غور فهمه وذکائه أو تثیر إعجابه وتحسینه، فتأتی له بتشبیه یحتاج إلى التأوّل الذی یتطلب تأمل المخاطب ودقته وهو ما یسمى بالتمثیل3. ویقول الإمام الجرجانی فی البحث عنه ما ملخصه: "ثم إن ما طریقه التأویل یتفاوت تفاوتاً شدیداً فمنه مایقرب مأخذه ویسهل الوصول إلیه ویعطی المقادة (17)، طوعاً حتى أنه یکاد یداخل الضرب الأول [وهو التشبیه الذی لا یحتاج إلى التأول] مثل تشبیه الحجة بالشمس فی إزالة الحجاب، ومنها ما یحتاج فیه إلى شیء من التلطّف وهو أدخل قلیلاً فی حقیقة التأول وأقوى حالاً فی الحاجة إلیه، کما فی تشبیه ألفاظ الکلام بالعسل فی الحلاوة، ومنه ما تقوى فیه الحاجة إلى التأول حتى لا یعرف المقصود من التشبیه فیه ببدیهة السّماع کقول القائل: "هم کالحلقة المفرغة لا یدرى أین طرفاها"(18). موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی، آموزش قواعد برای همکاران دبیر [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 11:0 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
البخيل المغرور
المصدر : موقع بابا موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
حمار عم مرزوق -->
-->عم مرزوق فلاح نشيط.. يحب أرضه.. ويجتهد بها.. وله من الأولاد ثلاثة.. يساعدونه في العمل.. حتي يأتون بمحصول وفير وخير كثير في نهاية الموسم. قصة : عواطف الشربيني المصدر : مجلة بلبل موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
( يوسف عليه السلام )
موضوعات مرتبط: آموزش ترجمه و فنون آن [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:51 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
پیش مطالعه سؤال: آیا تاکنون اتفاق افتاده است که درسی را که هنوز تدریس نشده است مطالعه کنید؟
اگر این کار را تجربه کرده باشید ، متوجه شده اید که با درس مورد نظر ، بهتر توانسته اید ارتباط برقرار کنید. پیش مطالعه ی درس عربی و مطالعه ی کلمات جدید و ملاحظه ی متون جدید ، تصویر بهتری از درس ، در کلاس برای شما ایجاد می کند ؛ به گونه ای که بهتر می توانید در یادگیری درس، مشارکت و فعالیت داشته باشید. از داشتن اشتباه در این مورد هرگز نهراسید . اشتباه ، حقّ یک دانش اموزاست . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واژه خوانی سؤال: اگر متن درس شما ، از تعداد زیادی کلمات جدید تشکیل شده باشد ، برای فهمیدن درس چه کار می کنید؟
نکته: به نظر می رسد که بهتر است به واژه نامه ی کتاب مراجعه کنید و معنی آن کلمات را به دست آورید. یادگیری کلمات جدید هر درس ، نقش بسیار مؤثری در فراگیری درس دارد. ترجمه ی متن درس و ترجمه ی جملات مربوط به تمرین ها ، در گرو دانستن معنی این کلمات است. فکر خواندن عربی را بدون خواندن و دانستن معنی واژه ها ، از سر خود بیرون کنید ، مگر این که بر متن خوانی تأکید بیشتری داشته باشید. قواعد مهم است اما نه به اندازه ی یادگیری معنی واژه ها و جمله ها. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ متن خوانی سؤال: شما تا چه حد می توانید یک متن عربی را بدون اشتباه بخوانید؟ نکته: البته داشتن اشتباه ، مهم نیست ؛ مهم این است که شما اشتباهات را به حداقل برسانید. پس از یادگیری کلمات جدید درس و اطمینان از یادگیری کامل آن ها ، وظیفه ی دانش آموز ، خواندن متن عربی و صحیح خوانی آن است. البته متن عربی درس حداقل یک بار باید پیش مطالعه شده باشد. متن درس هر چه بیشتر خوانده شود ، در یادگیری مؤثرتر است. در خواندن متن درس در دفعات پایانی ، دانش آموز معمولاً توانایی خواندن متن را به شکل صحیح پیدا می کند و چگونگی بیان جملات را درمی یابد. برای صحیح خواندن متن ، می توان از نوارهای صوتی نیز استفاده کرد. مهارت خواندن از مهارت های مهم یک زبان محسوب می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بازیابی واژه ها سؤال: آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که با این که کلمات جدید درس را هم خوانده اید در ترجمه ی یک جمله مشکل داشته باشید؟
نکته: احتمالاً این مشکل ، مربوط به فراموش کردن واژه هایی است که در درس های قبل یا سال پیش خوانده اید. پس از خواندن متن ، نسبت به ترجمه ی آن به فارسی اقدام کنید. برای انجام این کار ، علاوه بر دانستن معانی کلمات جدید ، باید معنی کلمات خوانده شده ی قبلی را نیز بدانید. به عبارتی باید معنی هریک از واژه ها را بدانید. البته گاهی شما از روی متن ، می توانید جمله ای را که یکایک معنی آن را نمی دانید ، ترجمه کنید. برای دستیابی به معنی این کلمات ، بهترین کار ، مراجعه به این معنی کلمات در درس های قبلی و یا کتاب های پایه ی قبل است. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترجمه سؤال: اگر شما مترجم یک کتاب داستان باشید ، آن را چطور ترجمه می کنید؟ آیا به همان ترتیبی که کلمات عربی در جمله قرار گرفته اند ، معنی فارسی آن ها را کنار هم می چینید؟ یا سعی می کنید ترجمه ی روان و ساده ای را ارائه کنید؟
نکته: قطعاً اگر ترجمه ی شما ساده و روان باشد ، خواننده ی کتاب شما بیشتر می شود. پس سعی کنید جملات به فارسی روان معنی شوند و از حفظ کردن معنی جملات ، بدون دانستن معانی یکایک کلمات خودداری کنید. زیرا این امر یکی از عوامل خستگی دانش آموز است و این کار نه تنها سودی برای دانش آموز ندارد ، بلکه باعث افزایش کار دانش آموز و کاهش کارآیی او می شود. معمولاً تعداد جملات از تعداد واژه ها بیشتر است و حفظ کردن معنی جملات ، سنگین تر از حفظ کردن واژه هاست ؛ پس به فکر صرفه جویی باشید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاکنویس سؤال: شما جزوه ودفتر خود را چگونه تهیه می کنید؟ آیا از قبل ، تلاش خود را کرده اید و پاسخ هایی کم و بیش درست یا غلط ارائه داده اید؟ به نظر شما کدام روش باعث یادگیری بیشتر می شود؟ نکته: هنگامی که قصد مطالعه از روی جزوه را دارید ، جمله های عربی را از روی کتاب بخوانید و سعی کنید آن ها را ترجمه کنید. پس از ترجمه ی هر جمله ، به برگه ترجمه خود مراجعه کنید. در صورت داشتن خطا ، مورد را ، بررسی و اصلاح نمایید. هنـگام مطالعه ی ترجمه، جملات بعدی باید با وسیله ی مناسبی پوشانده شود تا چشم ، با آن ها برخورد نداشته باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قواعد سؤال: شما تا چه حد به خواندن و آموختن قواعد اهمیت می دهید؟
نکته: برخی به قدری در این مورد زیاده روی می کنند که گویی هدف آن ها از آموختن عربی ، آموختن قواعد است. بهترین زمان برای یادگیری قواعد ، بعد از متن خوانی و ترجمه است. چه بسا خود شما به این روش متوجه قواعد بشوید ، بدون این که قواعد را مطالعه کرده باشید. قواعد را یا مستقیماً از کتاب مطالعه کنید و یا با توجه به شیوه های ابتکاری معلمان محترم – که به طور خلاصه در اختیار شما قرار داده می شود – آن ها را مورد بررسی قرار دهید ، به شرط آن که چیزی ازمطالب جا نمانده باشد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ درک مطلب سؤال: حل تمرین درک مطلب را چه زمانی انجام می دهید؟ آیا پیش از این که متن درس و ترجمه ی آن را مرور کرده باشید ، قصد حل تمرینات درک مطلب را دارید؟
نکته: به یاد داشته باشید که همان طور که جایگاه درک مطلب از نظر مکانی ، بعد از متن است ؛ از نظر زمانی هم بعد از آن است. پس از مطالعه و ترجمه ی متن ، به تمرین درک مطلب بپردازید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حل تمرین سؤال: شما تمرین ها را چگونه حل می کنید؟ آیا اصراری بر دانستن معنی آن ها دارید؟ آیا می دانید دانستن معنی آن ها معمولاً کمک بزرگی به حل آن ها می کند؟
نکته: تمرین ها را با توجه به موارد گفته شده ، مورد بررسی و مطالعه ی خود قرار دهید. اهمیت تمرین ها از متن درس کمتر نیست و شما با حل تمرین ها به اهداف اصلی درس می رسید. دانستن معنی جملات تمرین ها را فراموش نکنید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتابهای کمک درسی سؤال: آیا شما از کتاب های کمک درسی استفاده می کنید؟ معیار شما برای انتخاب این کتاب ها چیست؟
نکته: کتاب های کمک آموزشی در درس عربی بر دو نوع اند: نوعی از آن ها ، متن درس ها را ترجمه کرده و پاسخ تمرین ها را در اختیار دانش آموز قرار می دهند. دانش آموزی که از این کتاب ها استفاده می کند ، معمولاً قدرت تفکر خود را از دست می دهد و فقط به حفظ کردن پاسخ ها می پردازد. نوعی دیگر از کتاب ها ، با طرح سؤالات و پرسش ها ی مختلف ، باعث ایجاد تفکر در دانش آموز می شوند که البته باید در انتخاب آن ها دقت کرد. ضمناً برخی از این کتاب ها به طرح مباحث خارج از کتاب می پردازند که ضرورتی به مطالعه ی آن ها نیست. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مروری بر قواعد سال قبل سؤال: برای خواندن یک کتاب درسی ، شما علاوه بر دانستن معنی کلمات به چه چیز دیگری نیاز دارید؟ آیا قواعد کتاب قبلی را خوب می دانید؟
نکته: به عنوان مثال در عربی دوم راهنمایی ، یادگیری درس اول از نظر قواعد ، اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا مجموعه ی این قواعد ، تشکیل دهنده ی نکات مهم دستوری عربی اول است که تا پایان ، ضرورت دارد شما آن ها را بدانید. یادگیری قواعد فعل ماضی و مضارع که در کتاب عربی دوم راهنمایی مطرح شده است ، برای دوره ی متوسطه اهمیت بسیار زیادی دارد. حل مشکل دبیرستانی ها معمولاً در یادگیری فعل ماضی و مضارع است ؛ پس مروری جدی بر آن ها داشته باشید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روش پرسش و پاسخ سؤال: آیا تاکنون از شما خواسته شده که برای یک درس ، چند سؤال بسازید؟
نکته: روش پرسش و پاسخ از روش های مفید است که حتی می توان بیشترین زمان تدریس را به این روش سپری کرد. برای حل بسیاری از تمرین ها در عربی دوم می توان سؤال هایی در ارتباط با ((کلمات راهنما)) مطرح کرد. به عنوان مثال در جمله ی ((اَلطالِباتُ . . . الدرسَ.)) که قرار است با فعل ماضی از ریشه ی ((سَمِعَ)) تکمیل شود ، سؤالاتی را درباره ی کلمه ی ((الطالبات)) به عنوان ((کلمه ی راهنما)) ، می توان مطرح نمود که عبارت است از : آیا این کلمه مفرد است یا مثنی یا جمع؟ مذکر است یا مؤنث؟ غایب است یا مخاطب یا متکلم؟ این در حالی است که معلم محترم ، هر یک از این اصطلاحات را برای دانش آموزان توضیح داده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درس اول سؤال: به نظر شما در کتاب های عربی کدام درس از همه مهم تر است؟
نکته: شاید شما سخت ترین درس را مهم ترین درس می دانید. مهم ترین درس همان درس اول است. اگر شما درس اول را خوب بدانید ، مشــــــکل شما در یادگیری درس های بعد کمتر می شود. در عربی سوم نیز ، یادگیری درس اول ، بسیار مهم است. زیرا نه تنها در ترجمه ی متن ها به دانستن فعل ماضی و مضارع نیازمندیم ، بلکه برای ساختن فعل امر ، نهی و ماضی و مضارع منفی به دانستن این قواعد احتیاج داریم. عربی : اکثر داوطلبان به هیچ عنوان از کتاب درسی استفاده نمی کنند ، چون این درس در پیش دانشگاهی (بجز در رشته ی انسانی ) تدریس نمی شود ، کتب عربی به فراموشی سپرده می شوند و همه به خواندن یک کتاب کمک درسی یا جزوه و زدن تستهای طبقه بندی قناعت می کنند ، در حالی که در سالهای اخیر خیلی به ترجمه و درک مطلب در عربی اهمیت داده شده است و خیلی از تستهای قواعد هم در صورت معنی کردن درست سوال و گزینه ها حل می شوند . پس باید به کل کتاب اشراف داشته باشید . اما چگونه ؟؟؟ 1- ابتدا باید قواعد هر درس را از روی کتاب و جزوه ی مدرسه بخوانیم . 2- تمرینهای هر درس را بدون نگاه کردن به پاسخها حل می کنیم و تک تک آنها را در طول حل کردن معنی می کنیم . 3- بعد از جا افتادن قواعد، متن آن درس را خط به خط می خوانیم و جملات را تجزیه و تحلیل و معنی می کنیم . 4- سعی کنید معنی کلمات را در جمله یاد بگیرید تا بهتر در ذهن بماند . 5- تستهای عربی را به صورت مخلوط بزنید نه به صورت طبقه بندی ، زیرا مثلا" وقتی شما در حال زدن تست مجرورات هستید ، مسلما" ناخودآگاه گزینه ای که کسره دارد را انتخاب می کنید و متوجه نمی شوید بالاخره آن درس را یاد گرفته اید یا نه!!! 6- در حین زدن تست، سوالها و تک تک گزینه ها را معنی کنید حتی اگر تست ترجمه نباشد و فقط قواعد را در نظر داشته باشد موضوعات مرتبط: زبان و ادبیات عربی [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:47 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: تست و کنکور عربی، عربی یک عمومی متوسطه [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:43 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
موضوعات مرتبط: عربی یک عمومی متوسطه [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 10:40 بعد از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
قواعد درسهای اول تا سوم عربی۲رشته کار ودانش
قواعد درس اول معرفه اسم نكِره اسم را از نظر شناختن به دو نوع تقسيم مي كنند: اسم معرفه و اسم نكره اسم معرفه: اسمي شناخته شده است كه بر فرد يا چيز مشخّصي دلالت مي كند و يا براي بار دوم در جمله تكرار مي شود. اما اسم نكِره: اسمي ناشناس است كه بر فرد يا چيز نامعلومي دلالت مي كند. مثال: ديروز پسري را در بازار ديدم. نكره معرفه رأيتُ ولداً فـﻰ السّوقِ أمسِ. نكره معرفه معلّم: چه كسي نشانه معرفه و نكره را در فارسي مي داند؟ دانش آموز: در فارسي معمولاً معرفه نشانه ندارد ولي نشانه نكره سه چيز است: يك، يكي، يك و ي
معرفه مرد مردي نكره يك مرد يك مردي معمولاً نشانه نكره در عربي تنوين است. ﹱ _ٍ _ٌ دانش آموز: آيا اسم خاص داراي تنوين نكره است؟ معلّم: خير اسم خاص حتي اگر تنوين داشته باشد؛ نكره نيست بلكه معرفه است. مثال: أشهَدُ أنَّ محمّداً رسولُ اللهِ. در اين مثال «محمداً» معرفه است.
انواع اسم معرفه:
در زبان عربي اسم معرفه شش نوع است:
1- اسم معرفه به «ال» الذِّئب: گرگ
2- ضمير هو، أنتِ
3- عَلَم ناصرٌ، سوسنُ، بغدادُ.
[اسم عَلَم يعني اسم خاص. نامي كه مخصوص يك فرد، يك مكان و يا يك چيز است]
4- موصول: الّذى، الّتـى، الّذينَ، اللّاتـﻰ، مَنْ، ما
5- اشاره: هذا، هذه، هذانِ، هاتانِ، هؤلاءِ، ذلك، تلك، أولئك
6- اسم معرفه به اضافه بابُ الغُرفة، محفظةُ جوادٍ.
(هر گاه اسمي به اسم معرفه اي ديگر اضافه شود؛ اسم اوّل از نكره بودن خارج شده معرفه مي گردد. معلّم: آيا به نظر شما «ال» و «تنوين» با هم در يك اسم مي آيند؟ دانش آموز: خير، زيرا ال نشانه معرفه و تنوين، نشانه نكِره است و نمي شود با هم بيايند.
قواعد درس دوم
ظاهري علامت هاي اعراب محلّي تقديري
علامت هاي اعراب عبارتند از: _َ _ِ _ُ _ً _ٍ _ٌ _ْ به اين علامت ها اعراب ظاهري مي گويند. هرگاه اعراب كلمه اي ظاهر شد؛ مي گوييم اعراب آن كلمه ظاهري است. مثلاً در اين كلمات مي بينيم كه اعراب كلمات، ظاهر شده پس اعراب آنها ظاهري است.
القربةُ ثقيلةٌ للمرأةِ. يرسمُ الطالبُ صورةَ جبلٍ علي اللوحِ.
اصلي اعراب ظاهري فرعي
اعراب ظاهري نيز دو نوع است: « اصلي » و « فرعي». اعراب اصلي همان علامت هاي معروفِ اعراب است كه عبارت است از:
نصبﹷﹱ / رفعﹹ _ٌ/ جرّ ﹻ ٍ / جزمﹿ
امّا اعرابِ فرعي، مطلبِ جديدي است كه در اين درس با آن آشنا مي شويم. گاهي علامت اعراب _َ_ً_ِ_ٍ_ُ_ٌ_ْ نيست. اعراب فرعي در پنج مورد است:
1- اسم مثنّي 2- اسم جمع مذكّر سالم 3- اسماء خمسه 4- اسم جمع مؤنّث سالم 5- اسم غير منصرف.
1- اسم مثنّي
علامت رفعِ مثنّي ، حرف «الف» در « انِ» است. علامت نصب و علامت جر، حرف «ى» در « ـَيْنِ » اس
علامت رفعِ جمع مذكّر سالم، حرف «و» در «ونَ» است . علامت نصب و جرّ جمع مذكّرسالم ، حرف «ى» در «ـِينَ» است.
اسماء خَمسَة «اسماء خَمسَة» يعني اسم هاي پنجگانه و عبارتند: أب: پدر/ أخ: برادر/ ذو: داراي/ حَم: پدر شوهروخويشاوندان شوهر/ فَم: دهان
از حَم و فَم چون پُر كاربرد نيستند؛ صرف نظر مي كنيم.
علامت رفعِ اسماء خمسه حرف « و» است. علامت نصبِ اسماء خمسه حرف « ا » است. علامت جرّ اسماء خمسه حرف « ى » است.
تا به حال با سه مورد اعراب فرعي آشنا شده ايد و اينك مورد چهارم از اعراب فرعي: 4- اسم جمع مؤنّث سالم:
در جمع مؤنّث سالم، علامت نصبﹷﹱ وجود ندارد و كلمه در حالت نصب، كسره مي گيرد.
موضوعات مرتبط: عربی دو تجربی و ریاضی [ یکشنبه 2 بهمن1390 ] [ 11:0 قبل از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
المحادثة فی المهن و الحرف من هذا؟ هذا مسعود. ما مهنته؟ مهنته الطب. ماذا یمتهن؟ یمتهن الطبابة. ماذا یفعل؟ أنّه یفحص مریضا. بم یفحص المریض؟ یفحص المریض بالسّماعة. *** *** *** *** *** *** *** ما هذا؟ هذا خبّاز. ما مهنته؟ مهنته الخبازة. ماذا بعل؟ أنّه یخبز . *** *** *** *** *** *** *** ما هذا؟ هذا بزّاز. ( هذا قمّاش . ) ما مهنته؟ مهنته بیع الأقمشة. ( مهنته البزازة ). ماذا یفعل؟ أنّه یذرع القماش. *** *** *** *** *** *** *** معنی لغات: مهنة : شغل ، حرفه یمتهن: اشتغال می ورزد. یفحص: معاینه می کند. السّماعة : گوشی معاینه خبّاز : نانوا یخبز: نان می پزد. خبازة : نانوایی بزّاز : قمّاش : بزاز ، پارچه فروش الأقمشة : ( جمع قماش ) پارچه ها القماش : پارچه یذرع: متر می کند ادامه دارد ... موضوعات مرتبط: آموزش مکالمه [ یکشنبه 2 بهمن1390 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ حمزه خان بیگی ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||